تبليغاتX
حادثه
حادثه
انفجار يك بشكه 220 ليترى حاوى چسب مايع، جوان 18 ساله شيرازى را روانه بيمارستان كرد.
«سميع» مجروح 18 ساله حادثه فوق، در رابطه با چگونگى وقوع اين ماجرا به خبرنگار ما گفت: از مدتى پيش 3 بشكه حاوى چسب مايع را در نزديكى شهرك محل زندگيم رها كرده بودند. دو بشكه چسب به مرور زمان سفت و غيرقابل مصرف شده بود، ولى يك بشكه 220 ليترى به‏دليل اين‏كه پلمپ شده بود، هنوز قابل استفاده بود.
من به همراه دو تن از دوستانم با ايجاد سوراخى بر روى سر بشكه اقدام به‏بيرون آوردن چسب‏هاى مايع كرديم.
اين جوان 18 ساله در ادامه گفت: دوستانم با ريختن چسب برروى آسفالت و آتش زدن آن قصد تفريح داشتند من براى اين‏كه مانع اين كار شوم تصميم گرفتم در يك لحظه همه چسب‏ها را آتش بزنم. به همين دليل كبريت را روشن كردم و درون بشكه انداختم.
در پى اين بى‏احتياطى بشكه منفجر شد و من كه در نزديكى آن قرار داشتم، لباس‏هايم آتش گرفت و بلافاصله با كمك دوستانم لباس‏هايم را خاموش كردم و با كمك اورژانس به بيمارستان آمدم در آنجا به‏علت سوختگى شديد دست‏ها و پاها و سرم بسترى شدم.
گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 18 ساله شيرازى در حال حاضر با 31درصد سوختگى در بيمارستان قطب‏الدين شيرازى بسترى و تحت درمان مى‏باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:23  توسط حمیده | 
يك زن روستايى كه در درگيرى شوهر و همسايه‏اش، توسط مرد همسايه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود راهى بيمارستان شد.
اين زن 21 ساله روستايى در رابطه با علت وقوع حادثه فوق به خبرنگار ما گفت: چند شب قبل در خانه مشغول استراحت بودم كه شوهرم و مرد همسايه بر سر مسايل جزيى با يكديگر درگير شدند، به‏طورى كه درگيرى آن‏ها شدت گرفت.
من كه 2 ماهه باردار بودم، سراسيمه از خواب بيدار شدم و به كوچه رفتم.
وى ادامه داد: اين درگيرى آن‏قدر شدت گرفت كه آن‏ها يكديگر را مورد ضرب و شتم قرار دادند، من نيز به‏طور ناخودآگاه وارد درگيرى آن‏ها شدم، مرد همسايه كه خيلى عصبانى بود كنترل خود را از دست داد و مرا به زمين زد. درد بسيار زيادى را در كمرم احساس كردم و تصميم گرفتم به پزشك مراجعه كنم.
زن جوان گفت: بعد از مراجعه به پزشك و انجام سونوگرافى مشخص شد كه من دوقلو باردار بوده‏ام و در اين درگيرى يكى از آن‏ها از بين رفته است و وضعيت جنين ديگر رضايت‏بخش است.
گزارش خبرنگار ما حاكيست اين زن جوان اهل يكى از روستاهاى استان فارس مى‏باشد كه به‏منظور درمان به يكى از بيمارستان‏هاى شيراز منتقل شد. گفتنى است وى براى تعيين مدت درمان به پزشكى قانونى فارس معرفى شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:23  توسط حمیده | 
در حادثه‏اى كه در يكى از روستاهاى فارس رخ داد، انفجار كپسول گاز، جان دختر 18 ساله روستايى را گرفت.
نامزد «سودابه» متوفى اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت: چهار روز پيش كه نامزدم به خانه ما آمده بود، هنگامى‏كه براى درست‏كردن غذا به آشپزخانه رفت اين حادثه برايش اتفاق افتاد.
چند روز قبل كپسول را كه خالى شده بود، پر كرده و به خانه آوردم. در آن زمان نمى‏دانستم كه كپسول مشكل دارد.
اين مرد جوان روستايى در ادامه گفت: تا اينكه 4 روز قبل حوالى ساعت 1 و 30 دقيقه ظهر، نامزدم براى درست‏كردن غذا به آشپزخانه رفت و پس از مدتى صداى مهيب انفجار شنيده شد. آن زمان در خانه نبودم كه به «سودابه» كمك كنم ولى خواهر و برادرم كمكش كرده بودند. وقتى‏كه «سودابه» با لباس‏هاى شعله‏ور در خانه مى‏دويد، ملحفه‏اى را برمى‏دارد كه با پيچاندن آن دور خودش، آتش را خاموش كند ولى با آتش‏گرفتن ملحفه، آتش دوبرابر شده و نامزدم به‏شدت دچار سوختگى مى‏شود.
وى افزود: پس از اين حادثه، او را به نزديكترين بيمارستان در حوالى محل زندگى‏مان رسانديم و از آنجا او را به بيمارستان سوانح سوختگى شيراز آورديم. متأسفانه با اينكه پزشكان براى زنده‏ماندن «سودابه» بسيار تلاش كردند ولى او به‏علت شدت سوختگى با 91درصد سوختگى فوت كرد.
گزارش ديگرى حاكى است؛ كودك 2 ساله‏اى نيز بر اثر واژگون‏شدن كترى حاوى چاى داغ برروى پاهايش، دچار سوختگى شديد از ناحيه پا شد و به‏منظور درمان با 6درصد سوختگى در بيمارستان قطب‏الدين شيرازى بسترى شد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:50  توسط حمیده | 
زن جوان باردارى در شيراز درپى درگيرى لفظى، توسط مرد همسايه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
«سارا» مجروح 23 ساله اين حادثه كه با مراجعه به يكى از كلانترى‏هاى شيراز خواستار شكايت از مرد همسايه‏شان شده بود، در همين رابطه به خبرنگار ما گفت: مدتى پيش، مقدارى تخم سبزى در باغچه خانه‏مان كه مجاور ديوار همسايه است كاشتم. آب‏دادن به باغچه باعث شده بود كه ديوار نم بكشد. همين امر باعث شد بين من و مرد همسايه درگيرى لفظى پيش بيايد.
اين زن جوان شيرازى در ادامه گفت: صبح روز گذشته تازه از خواب بيدار شده بودم كه متوجه سروصدايى شدم. مرد همسايه از روى ديوار وارد خانه شده بود و قصد تخريب باغچه سبزى را داشت.
وقتى‏كه او را در خانه‏مان ديدم، با يكديگر دعوايمان شد و درپى آن مرد همسايه به‏وسيله چوب ضربه‏اى به كمرم زد و چند ضربه هم با مشت و سنگ به دستم وارد كرد. زمانى‏كه دعوا بالا گرفت او مرا برروى زمين پرت كرد، من هم كه باردار بودم حالم بد شد و بلافاصله مرا به مطب پزشك رساندند. در آنجا معلوم شد پرده جنين 7 ماهه من پاره شده است و خطر زايمان زودرس هر لحظه مرا تهديد مى‏كند.
گزارش خبرنگار ما حاكى است؛ اين زن 23 ساله شيرازى به مدت چهار روز در يكى از بيمارستان‏هاى شيراز بسترى بود، وى به‏منظور پيگيرى شكايتش و تعيين آسيب وارده به پزشكى قانونى فارس معرفى شده است.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:49  توسط حمیده | 
پسر جوانى به‏دنبال درگيرى لفظى با خانواده‏اش با ريختن نفت بررويش اقدام به خودسوزى كرد.
«بهنام» مجروح 25 ساله اين حادثه پس از انتقال به بيمارستان سوانح سوختگى شيراز، در رابطه با علت خودسوزى‏اش به خبرنگار ما گفت: روز شنبه پس از بحث و درگيرى كه با اعضاى خانواده‏ام داشتم تصميم گرفتم خودم را بكشم. حوالى غروب در حالى‏كه به شدت عصبانى بودم، مقدارى نفت درون ظرفى ريختم و با خودم به كوچه بردم.
وى افزود: مقدارى نفت برروى شلوار و لباسم ريختم و آتش زدم. در عرض چند ثانيه شعله‏هاى آتش همه لباسم را فرا گرفت، در حالى‏كه بسيار پشيمان بودم در كوچه به اين‏سو و آن‏سو مى‏رفتم تا اينكه با كمك همسايه‏ها آتش خاموش شد. پس از آن به‏علت سوختگى پاهايم مرا به بيمارستان رساندند.
گزارش خبرنگار ما حاكى است؛ اين جوان 25 ساله اهل يكى از روستاهاى استان فارس مى‏باشد. گفتنى است وى در حال حاضر با 21درصد سوختگى در بيمارستان قطب‏الدين شيرازى تحت نظر پزشكان مى‏باشد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:40  توسط حمیده | 
زن 47 ساله‏اى كه بر اثر بى‏احتياطى با نفت دچار سوختگى شده بود پس از انتقال به بيمارستان سوانح سوختگى شيراز على‏رغم تلاش پزشكان به‏علت شدت سوختگى فوت كرد.
برادر اين زن 47 ساله در همين رابطه به خبرنگار ما گفت: خواهرم از زمانى‏كه همسرش فوت كرد به تنهايى در خانه‏اش زندگى مى‏كرد و چون فرزندى نداشت اغلب اوقات شبانه‏روز در خانه تنها بود. پنجشنبه گذشته حدود ساعت 11 شب، خواهرم براى آماده‏كردن قليان، آتشى برپا مى‏كند كه درپى آن اين حادثه برايش رخ مى‏دهد.
وى افزود: زمانى‏كه خواهرم به‏منظور گذاشتن زغال قليانش برروى آتش مقدارى نفت در آتش مى‏ريزد، گوشه‏اى از دامنش هم با نفت آغشته مى‏شود و هنگامى‏كه پشت به آتش ايستاده بود، شعله‏هاى آتش به دامنش سرايت مى‏كند و در مدت كوتاهى همه لباسش را دربر مى‏گيرد. متأسفانه زمان وقوع حادثه شب‏هنگام بود و اكثر همسايه‏ها خواب بودند، همين امر باعث شد مدت زيادى طول بكشد تا خواهرم را كه در ميان شعله‏هاى آتش مى‏سوخت نجات دهند.
پس از اين حادثه، خواهرم در حالى‏كه تمام بدنش دچار سوختگى شده بود به بيمارستان قطب‏الدين شيرازى منتقل شد ولى متأسفانه وى با 100درصد سوختگى على‏رغم تلاش پزشكان يك روز بعد فوت كرد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:39  توسط حمیده | 
بازى با آتش، پسربچه 4ساله‏اى را راهى بيمارستان كرد.
مادر «مهيار» مجروح 4 ساله حادثه فوق، در همين رابطه به خبرنگار ما گفت: دو روز پيش هنگامى‏كه در خانه مشغول انجام كارهايم بودم، «مهيار» به‏دور از چشم من براى بازى به حياط خلوت خانه رفته و آتش روشن كرده بود. پس از مدتى وقتى‏كه مى‏خواستم نماز مغرب را بخوانم صداى فرياد و گريه «مهيار» را شنيدم.
اين زن جوان افزود: با عجله خودم را به پسرم رساندم و با صحنه عجيبى روبه‏رو شدم. لباس‏هاى «مهيار» به بدنش چسبيده بود و بوى سوختگى از موهايش مى‏آمد. وقتى‏كه علت را از «مهيار» پرسيدم، فهميدم او با ريختن نفت برروى چوب قصد روشن‏كردن آتش را داشته كه لباسش آتش مى‏گيرد و خودش هم باعجله آتش را خاموش مى‏كند، با اين‏حال به‏علت سوختگى، قسمت‏هايى از لباس پسرم به بدنش چسبيده بود. من كه بسيار ترسيده بودم باعجله او را به بيمارستان رساندم و از آنجا او را به شيراز منتقل كردند.
گزارش خبرنگار ما حاكى است؛ اين كودك 4 ساله ساكن بندر عسلويه مى‏باشد كه در حال حاضر با 17درصد سوختگى تحت نظر پزشكان بيمارستان قطب‏الدين شيراز مى‏باشد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:38  توسط حمیده | 
دو جوان كه در دو حادثه مختلف توسط افراد زورگيرى در شيراز با ضربات قمه زخمى شده بودند، راهى بيمارستان شدند.
يكى از مجروحان اين حادثه كه جوانى 32 ساله است در رابطه با چگونگى وقوع حادثه اول به خبرنگار ما گفت: چهارشنبه گذشته چون موبايلم شارژ نداشت حوالى ساعت 11 و 30 دقيقه شب در منطقه تلخداش كنار يك كيوسك تلفن ايستادم تا به خانه تلفن بزنم و اطلاع دهم كه نگران من نباشند.
در حالى‏كه مشغول گرفتن شماره بودم 4 دستگاه موتورسيكلت كه برروى هركدام 3 نفر سوار بودند به من نزديك شدند، 8 نفر از آنها از موتورسيكلت‏شان پياده شدند و به سمت من آمدند. از وضعيت غيرعادى آنها فهميدم كه قصد زورگيرى دارند.
اين جوان شيرازى در ادامه گفت: دو نفر از آنها دستان مرا گرفتند و فرد ديگرى با تهديد قمه از من خواست اشياى قيمتى، پول و سوييچ ماشين را به آنها بدهم. مقاومت من باعث شد يكى از آنها ضربه قمه‏اى به شانه من وارد كند. پس از آن براى اينكه بتوانند وسايلم را بدزدند مرا به درون باغچه‏اى در كنار ديوار انداختند، در آن شرايط تنها كارى كه توانستم انجام بدهم آن بود كه از دست آنها فرار كنم. با سروصداى ايجادشده توجه رهگذران جلب شد. زورگيران پس از زخمى‏كردن من با ضربات قمه، از آنجا فرار كردند و من كه با 6 ضربه قمه زخمى شده بودم خودم را به بيمارستان نمازى رساندم.
وى در ادامه با درخواست رسيدگى مسؤولين به‏منظور امنيت محله‏هاى شيراز، در شرح ماجراى حادثه دوم افزود: دو روز پس از اين حادثه يكى از بستگانمان كه جوان 23 ساله‏اى است نيز حوالى ساعت 10 و 30 دقيقه شب در پياده‏رو بولوار ستارخان دچار حادثه مشابهى شد كه به‏مراتب بيش از من آسيب ديد.
وى افزود: هنگامى‏كه او شب حادثه به تنهايى به سمت خانه مى‏رفت دو موتورسيكلت كه 6 نفر سوار آن بودند به سمت وى آمدند و به بهانه پرسيدن نشانى منزلى، كنارش ايستادند. او وقتى‏كه آدرس مورد نظر موتورسواران را نگاه كرد، فهميد آدرس درست نمى‏باشد و به آنها گفت كه نشانى مورد نظر آنها را نمى‏داند.
اين جوان 32 ساله شيرازى در ادامه شرح ماجرا گفت: پس از گفتن اين حرف، موتورسواران چاقويى زير گردن او گذاشته و خواستند اشياى قيمتى‏اش را به آنها بدهد. در آن لحظه اين جوان هرچه سعى كرد نتوانست از دست آنها فرار كند. آنها هم چند ضربه چاقو به دست، كتف و شانه‏هاى او وارد كرده و پس از ربودن اموالش و زخمى‏كردن وى، با تهديد افراد رهگذر ديگر، قبل از اينكه كسى بتواند كارى انجام دهد از آنجا فرار كردند.
به‏دنبال فرار آنها، اين جوان كه دچار خونريزى شديد شده بود با كمك رهگذران به بيمارستان نمازى شيراز منتقل شد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:36  توسط حمیده |