![]() |
![]() |
|
| حادثه |
|
پسر 12 ساله شيرازي حين عبور از خيابان با يك خودرو برخورد كرد و براثر شدت جراحات وارده فوت كرد.
به گزارش سازمان پزشكي قانوني اين پسر نوجوان بعدازظهر روز شنبه درحوالي معالي آباد هنگامي كه قصد عبور از خيابان را داشت با يك خودرو برخورد كرد و جان سپرد. گزارش ديگري نيز حاكيست مرد 50 ساله اي نيز ظهر روز شنبه هنگام عبور از بولوار چمران پس از برخورد با يك خودرو عبوري براثر شدت جراحات وارده فوت نمود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 16:58 توسط حمیده |
|
|
كارگر 20ساله اي حين كار دچار برق گرفتگي شد و جان خود را از دست داد.
پسر جوان 20 ساله اي كه در شيراز از مدتي پيش به كارهاي ساختماني مي پرداخت روز شنبه 29 مردادماه جاري حين كار در يك ساختمان دچار برق گرفتگي شد و جان باخت . در پي اين حادثه پس از انتقال پيكر بي جان اين جوان 20 ساله به پزشكي قانوني علت مرگ وي براثر برق گرفتگي عنوان شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 16:57 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 20 ساله اي در شيراز به دنبال يك درگيري با ضربات چاقو به قتل رسيد.
به گزارش سازمان پزشكي قانوني جمعه 28 مردادماه جاري طي يك درگيري در قهوه خانه اي واقع در يكي از خيابانهاي شيراز پسر جوان 20 ساله اي با ضربات متعدد چاقو از پاي درآمد. پس از انتقال پيكر بي جان اين جوان 20 ساله به پزشكي قانوني فرورفتن ضربات متعدد چاقو به بدنش علت مرگ وي تشخيص داده شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 16:55 توسط حمیده |
|
|
اجساد يك پسر نوجوان 17 ساله و جوان 23 ساله اي كه براثر چاقوخوردگي جان باخته بودند به پزشكي قانوني منتقل شد.
سازمان پزشكي قانوني استان فارس درهمين رابطه اعلام كرد پيكر بي جان يك جوان 23 ساله كه در تاريخ 27 مردادماه در شيراز جان باخته بود به پزشكي قانوني منتقل شد. همچنين در تاريخ 28 مردادماه نيز جسد يك نوجوان 17 ساله كه در خرامه فوت كرده بود به پزشكي قانوني منتقل شد. سازمان پزشكي قانوني مرگ اين دو را براثر چاقوخوردگي عنوان كرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 18:15 توسط حمیده |
|
|
نقشه پسر جواني كه با ريختن بنزين بر روي نامادري و دخترش قصد داشت آنها را بكشد با هوشياري زن جوان و خاموش كردن آتش ناموفق ماند.
مادر ساناز مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : 15 سال پيش با همسرم كه در آن زمان 11 فرزند از همسر قبلي اش داشت ازدواج كردم . ثمره اين ازدواج 3 فرزند بود طي سال هايي كه با همسرم زندگي كردم مشكل خاصي بين ما به وجود نيامد و زندگي امان در كنار يكديگر با آرامش نسبي پيش مي رفت تا اينكه يكي از فرزندان شوهرم به سربازي رفت . پس از بازگشت وي از سربازي مشكلاتمان شروع شد. اين زن جوان افزود: از آن موقع اين پسر بهانه هايش شروع شد او از پدرش مي خواست كه بدون انجام كار به او پول دهد. اختلاف ميان پدر و پسر بالا گرفت تا جايي كه پسرش هميشه قسم مي خورد يك روز پدرش را خواهد كشت . طي چند سالي كه از سربازي بازگشته بود بارها درگيري هاي مختلفي داشت و به دنبال آن پرونده هايي نيز در كلانتري براي او تشكيل شد. اين اختلاف دامن ما را هم گرفت و يك روز كه خوابيده بوديم پسر شوهرم به قصد كشتن ما را آتش زد. اين زن 37 ساله گفت : چند روز پيش حوالي ساعت 2 بعدازظهر به همراه دختر 4 ساله ام و همسرم در اتاق خوابيده بوديم . يك دفعه احساس سوزش عجيبي در كف پاهايم كردم . از خواب پريدم و با كمال تعجب لباسهايم را در حالي كه آتش گرفته ديدم . با ديدن اين صحنه سريعا_ از جايم پريدم و متوجه شعله هاي آتش در كنار دخترم شدم . با تلاش فراوان ابتدا لباسهاي خودم را خاموش كردم و پس از آن با كمك همسرم تلاش كرديم كه بدن مملو از آتش دخترم ساناز را خاموش كنيم . پس از گذشت چند دقيقه با يك ملحفه آتش را به طور كامل خاموش كرديم . به دنبال اين رويداد من ساناز را كه بدنش بسيار سوخته و وضعيت نامناسبي داشت به بيمارستان رساندم . بعد از پانسمان اوليه دخترم در بيمارستان شهرستانمان از آنجا مرا به شيراز منتقل كردند. همسرم بعد از خروج من از خانه با پسرش درگير مي شود و او كه به عملش اعتراف كرده و گفته بود كه قصد سوزاندن ماها را داشته پس از درگيري از منزل متواري شد. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين زن 37 ساله كه اهل يكي از استان هاي همجوار مي باشد با سوختگي مختصر در ناحيه پاها به همراه دختر 4 ساله اش با 30درصد سوختگي از ناحيه پاها و قسمت هايي از بدن در بيمارستان قطب الدين شيرازي به سر مي برد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 18:13 توسط حمیده |
|
|
يك كارگر ساختمان براثر بي احتياطي دچار برق گرفتگي و روانه بيمارستان شد.
شاهرخ مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : روز يكشنبه مطابق روزهاي قبل به ساختمان نيمه كاره اي كه در آن كار مي كردم رفتم و مشغول كار شدم . در طبقه دوم آن ساختمان مشغول جمع آوري مصالحي كه كف ساختمان ريخته بود شدم و به همين منظور از يك پارو با دسته فلزي استفاده كردم كه ناگهان براثر برخورد دسته فلزي پارو با سيم برق پرت شدم به گونه اي كه از طبقه دوم ساختمان نيمه كاره به طبقه اول سقوط كردم و پس از آن بيهوش شدم و ديگر هيچ نفهميدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 23 ساله كه اهل يكي از شهرستانهاي شيراز مي باشد هم اكنون با 20 درصد سوختگي از ناحيه صورت دست ها و پاها در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 18:53 توسط حمیده |
|
|
زن جوان شيرازي كه پس از مشاجره با همسرش با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي كرده بود به بيمارستان شهيد فقيهي شيراز منتقل شد.
سميه در رابطه با علت خودكشي اش به خبرنگار ما گفت : از 5 سال پيش كه پدرم فوت كرد به ناراحتي اعصاب دچار شدم . از همان زمان بسيار كم طاقت شدم به گونه اي كه بيشتر مواقع بر سر مسايل جزيي با همسرم درگيري لفظي پيدا مي كردم . روز يكشنبه هم پس از يك بحث و مشاجره باهمسرم بر سر يك موضوع با ناراحتي از منزل خارج شدم و بي هدف در خيابان قدم مي زدم . همان لحظه تصميم گرفتم خودم را بكشم . اين زن جوان ضمن اظهار پشيماني از اين عملش در ادامه گفت : پس از اين تصميم به يك داروخانه رفتم و به بهانه تمام شدن قرص هاي اعصابم چند بسته قرص اعصاب از داروخانه خريدم و حدود 80 عدد از آنها را خوردم . پس از گذشت مدتي در يك كوچه حالم بد شد و بر روي زمين افتادم . يكي از ساكنان آن كوچه مرا كه در آن وضعيت بودم ديد به خانواده اش اطلاع داد. وقتي آنها رسيدند من حالم بسيار بد بود و فقط شماره منزلمان را توانستم به آنها بدهم . آنها پس از تماس با خانواده و همسرم مرا به بيمارستان رساندند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين زن 34 ساله شيرازي هم اكنون در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 18:52 توسط حمیده |
|
|
پاهاي دختر 16 ساله عشاير در حين پختن نان بر اثر نشت گاز از كپسول و انفجار آن سوخت .
اين دختر جوان در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : بعد از ظهر حوالي ساعت 6 قصد داشتم نان بپزم . به همين منظور مواد را آماده كردم و به وسيله تنورگازي مشغول پختن نان شدم . در همان حين ناگهان شيلنگ گاز از بدنه تنور جدا شد و در يك لحظه آتش گرفت اين آتش در مدت بسيار كوتاهي به كپسول رسيد و باعث شد كه منفجر شود. تلاشهاي من براي خاموش كردن آتش بي فايده بود چون در مدت كوتاهي آتش همه چيز حتي خودم را در برگرفت . وي در ادامه گفت : با اين اتفاق سعي كردم با بيرون آوردن لباسهايم از سوختگي بدنم جلوگيري كنم ولي پاهايم به علت آتش گرفتن دامنم به شدت سوختند. با فريادهاي من مادر و ساير اعضاي خانواده و نامزدم به كمكم آمدند و مرا نجات دادند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين دختر نوجوان عشاير هم اكنون با 42 درصد سوختگي از ناحيه پاها در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 18:51 توسط حمیده |
|
|
پسربچه 7 ساله اي كه براثر بي احتياطي از كوه سقوط كرده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
پدر پسربچه مزبور در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : صبح حوالي ساعت 10 به همراه پسرم به سوي محل كارم كه يك باغ است رفتيم . در نزديكي هاي پيست اسكي سپيدان در حاشيه با يكديگر راه مي رفتيم پس از طي مسيري در قسمت هاي مرتفع بوديم كه ناگهان پاي پسرم لغزيد و از كوه افتاد. اين مرد جوان در ادامه گفت : بلافاصله پس از اين اتفاق خودم را به پسرم رساندم و او را در حالي كه سرش خونين و بيهوش بود يافتم . با تلاش فراوان او را از كوه پايين آوردم و در كنار جاده ايستادم . پس از آن با كمك يك راننده پسرم را به بيمارستان رساندم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين پسربچه 7 ساله هم اكنون در حالت بيهوشي در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد. پزشكان حال عمومي وي را وخيم گزارش كردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 18:51 توسط حمیده |
|
|
پسرجوان شيرازي كه توسط چند موتورسيلكت سوار به وسيله چاقو زخمي شده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
>جابر< مصدوم حادثه فوق در رابطه با چگونگي وقوع اين رويداد به خبرنگار ما گفت : چهارشنبه گذشته به همراه يكي از دوستانم حوالي خانه مان ايستاده و مشغول گفت وگو بوديم . ناگهان 2 موتورسيكلت سوار ايستادند از حالات و رفتار آنها فهميدم كه مست هستند. يكي از آنها را شناختم . يكي ديگر از راكبان موتورسيلكت كه از موتورسيكلتش پياده شده بود از پشت سر ناگهان يك ضربه چاقو به من زد. اين جوان 19 ساله در ادامه گفت : يكي ديگر از راكبان موتورسيكلت اسلحه اي همراه خود داشت كه گلوله اي بي هدف انداخت و سپس همگي از آنجا فرار كردند. من پس از رفتن آنها توسط مغازه داران به بيمارستان رفتم در حال حاضر من از آنها شكايت كرده ام ولي همگي متواري هستند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين پسر جوان ، اهل يكي از محله هاي شيراز بوده و هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 18:0 توسط حمیده |
|
|
مرد جواني كه صورتش براثر بخار گازوئيل دچار سوختگي شده بود روانه بيمارستان شد.
>منصور< مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : روز گذشته حوالي ساعت 9 شب در حالي كه با كاميون به سوي شيراز مي آمدم در بين راه به پمپ بنزين رفتم . هنگامي كه قصد داشتم مخزن گازوئيل (باك ) را نگاه كنم به علت تاريك بودن هوا، كبريتي روشن كردم وقتي كه كبريت و صورتم را نزديك باك بردم . ناگهان گازوئيل بخار شده تبديل به حرارت شد و صورت و دستم را به شدت سوزاند. اين مرد جوان افزود: بلافاصله پس از اين حادثه با فريادهاي من مردم از ماجرا مطلع شده و به اورژانس اطلاع دادند. پس از آن با كمك اورژانس به بيمارستان آمده و در اينجا بستري شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين مرد 25 ساله كه اهل يكي از استانهاي هم جوار مي باشد با 8 درصد سوختگي از ناحيه صورت و دستان در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 17:58 توسط حمیده |
|
|
در يك درگيري كه ميان چند پسر جوان ، در يكي از شهرستانهاي استان فارس رخ داد جوان 24 ساله اي كه به قصد ميانجيگري در آنجا حضور يافته بود، زخمي و روانه بيمارستان شد.
>احمد< مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : شب گذشته ، به همراه بچه هاي يكي از بستگانمان در حوالي خانه مان در حال عبور بوديم ناگهان متوجه جمعيتي شديم كه چندتن از آنها در حال دعوا و مشاجره بودند. من هم در آن شرايط، بچه ها را گوشه مطمئني در خيابان گذاشته و خودم به سمت منازعين رفتم . >احمد< در ادامه گفت : ابتدا خواستم آنها را جداكنم ولي ناگهان يكي از آنها با عصبانيت به من توهين كرد و 3 ضربه چاقو به من زد. به دنبال زخمي شدن من او فرار كرد و من با كمك ساير هم محله اي ها به بيمارستان شهرستانمان رفته و از آنجا به شيراز منتقل شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 24 ساله هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 17:53 توسط حمیده |
|
|
زن 29 ساله اي با ريختن نفت به روي خودش ، اقدام به خودسوزي كرد.
برادر >ليلا< مصدوم حادثه فوق در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : خواهرم روز سه شنبه به همراه يكي از فرزندانش در خانه تنها بود، شوهر او هم براي خريد و فروش گوسفند به منطقه ديگري رفته بود. حوالي ساعت 12ظهر چوپاني كه گوسفندان آنها را به چرا مي برد به خانه آنها مي آيد و ناهار را نيز در خانه آنها مي خورد. در آن زمان، خواهرم به علت موضوعي كه ما از آن اطلاعي نداريم تصميم به خودسوزي مي گيرد و به حياط خانه شان مي رود و در آنجا با ريختن نفت بر روي خودش خودسوزي مي كند. شوهر >ليلا< در رابطه با علت وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت: من با همسرم مشكلي نداشتم، آن روز هم به منظور خريد گوسفند به منطقه ديگري رفته بودم و پس از باگذشت چند ساعت از وقوع اين حادثه به من خبر دادند كه همسرم خودسوزي كرده است. احتمالا_ او به دليل اينكه از ناراحتي اعصاب رنج مي برد و دارو مصرف مي كرد اقدام به خودسوزي نموده است. چون از زماني كه او داروهاي اعصاب مصرف مي كرد خيلي كم طاقت شده بود و زود ناراحت مي شد. شايد در آن روز هم تحت تاءثير حرفهاي ديگران ناراحت شده و در يك لحظه اين تصميم را گرفته و عملي كرده است . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين زن 29 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد هم اكنون با 95درصد سوختگي در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. پزشكان حال عمومي وي را وخيم گزارش كردند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 16:4 توسط حمیده |
|
|
پسر 21 ساله شيرازي كه به علت كينه جوان همسن و سالش با ضربه چاقو زخمي شده بود، راهي بيمارستان شد.
>امير< مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : سه شنبه شب حوالي ساعت 9 من در حالي كه تنها بودم دم در خانه مان نشسته بودم . پس از مدتي تصميم گرفتم كه خودروام را جابه جا كنم ، ولي وقتي كه مي خواستم اين كار را انجام دهم متوجه شدم كه خودروي ديگري بر سر راه پارك شده و مانع عبور خودروام است . وقتي كه از همسايگان پرس وجو كردم فهميدم خودرو متعلق به يكي از همسايگان قديمي است كه در حال حاضر از محله ما رفته اند. اين پسر جوان در ادامه گفت : در همان حين پسر همسايه كه خودرو متعلق به آنها بود آمد و من با او بر سر اين موضوع بحثم شد. بحث و درگيري لفظي ما مدتي بعد با ميانجي گري پدرش خاتمه يافت و او رفت . حوالي ساعت 11 شب من در خانه بودم كه يكي زنگ زد، وقتي كه از پشت در پرسيدم كيه ؟ فردي اسمم را صدا زد. به محض اينكه در را باز كردم همان پسر را ديدم كه بدون هيچ صحبتي يك ضربه چاقو به من زد و فرار كرد. با فرورفتن اين ضربه به بدنم ، من بيهوش شدم . اين جوان 21 ساله شيرازي افزود: پس از آن خانواده ام مرا به بيمارستان مي رسانند. پس از اين حادثه ، پدر آن پسر به منظور تحقيقات به پاسگاه منتقل شده است ولي به دليل آشنايي با خانواده امان فعلا_ شكايتي از آنها صورت نگرفته است . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين پسر جوان كه به منظور درمان به بيمارستان شهيدبهشتي شيراز منتقل شده بود، در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:44 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه حين تعويض روغن خودرواش بر اثر بي احتياطي ، دچار سوختگي شده بود به بيمارستان قطب الدين شيرازي منتقل شد.
>محمود< مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : شب گذشته به منظور تعويض روغن خودروام به يك مغازه تعويض روغني در شهر خودمان رفتم . در آنجا يك سري روغن را تعويض كردم وقتي كه خواستم سري دوم را انجام دهم ، سرم را بالاي مخزن روغن سوخته گرفتم تا بتوانم مخزن را ببينم . از آنجا كه هوا تاريك شده بود كبريتي را روشن كردم . اين پسر جوان در ادامه افزود: با روشن كردن كبريت ، بنزين پخش و بخار شده در هوا ناگهان آتش گرفت و صورت مرا كه در معرض حرارت بود به شدت سوزاند. دست هايم را كه به منظور حفاظ جلوي صورتم گرفته بودم نيز دچار سوختگي شد. بلافاصله پس از اين اتفاق به بيمارستان رفتم و از آنجا مرا به شيراز منتقل كردند. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين پسر 20 ساله كه اهل يكي از شهرهاي استان فارس مي باشد با 10درصد سوختگي از ناحيه صورت ، گردن و دست ها هم اكنون در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:43 توسط حمیده |
|
|
مرد 39 ساله شيرازي كه با حمله چند مرد به وسيله چاقو زخمي شده بود، به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حدود ساعت 7 بعدازظهر روز يكشنبه به همراه چند تن از دوستان مقابل يك تاكسي تلفني كه معمولا_ آنجا مي روم ، ايستاده بودم كه ناگهان 3 نفر به سمت من آمدند و با من سلام و عليك كردند. وقتي كه دقت كردم متوجه مرد ديگري نيز در خودرويي كه آنها از آن پياده شده بودند، شدم . در همان حالت ناگهان يكي از آنها از پشت مرا گرفت و يكي ديگر ضربه چاقويي به كتفم وارد كرد. همان فرد چند ضربه ديگر به كتف و دستم وارد كرد. اين مرد در ادامه گفت : در آن شرايط چون يكي از آنها اسلحه داشت ، هيچ يك از مغازه دارها نتوانستند جلو بيايند و از من دفاع كنند. پس از وارد كردن ضربات چاقو، يكي از آنها اسلحه اش را بر روي سينه ام گذاشت و مرا تهديد كرد. من به علت خونريزي پس از مدتي بيهوش شدم و ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد. يكي از مغازه داران كه شاهد عيني اين حادثه بود، نيز به خبرنگار ما گفت : اين افراد بعد از اينكه >محمد< زخمي و بيهوش شد، با شليك 8 گلوله به كيوسكي كه متعلق به نگهبان بود، از كنار ما گذشتند و رفتند. وي افزود: از آنجا كه من خودم راننده آمبولانس هستم ، >محمد< را بلافاصله پس از رفتن آن ها به بيمارستان رساندم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين مرد 39 ساله شيرازي ، هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:41 توسط حمیده |
|
|
پسر نوجوان شيرازي كه براثر بي احتياطي از يك درخت بلند گردو سقوط كرده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
دوست >فردين < مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : با چندتن از دوستانمان ، از خانواده هايمان اجازه گرفته و به منظور تفريح و چيدن گردو به يكي از باغ هاي شيراز رفتيم . حوالي ساعت 12، >فردين < بالاي يك درخت گردو رفته بود و مشغول چيدن گردو بود كه ناگهان از بالاي درخت سقوط كرد. از آنجا كه درخت بسيار بلند بود، ما بسيار ترسيديم و سريعا_ با تلفن همراه با اورژانس تماس گرفتيم . اين پسر نوجوان علت سقوط دوستش را ليز بودن محل قرارگرفتن بر روي شاخه هاي درخت عنوان كرد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين نوجوان 15 ساله شيرازي كه به منظور درمان به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شده بود، به علت شكستگي پاهايش به بيمارستان چمران منتقل شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 17:37 توسط حمیده |
|
|
كينه چند ساله مرد افغاني با فرو آوردن ضربات كارد در پهلوي هم وطنش پايان يافت .
>ازبك < مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر يكشنبه از سركارم كه ساختماني نيمه كاره در معالي آباد است برمي گشتم كه ناگهان دو نفر از آشنايان قديمي كه هم وطنم نيز هستند جلويم را گرفتند، يكي از آن دو با فرو كردن ضربه چاقو در پهلويم ، مرا زخمي كرد. آن دو با سر و صداي من پا به فرار گذاشتند و مردم با ديدن بدن خونين من با اورژانس تماس گرفتند و مرا به بيمارستان رساندند. اين مرد افغاني در رابطه با علت وقوع حادثه گفت : سالها پيش در افغانستان من با اين مرد اختلاف داشتم ، آن مشكل در آنجا حل نشد و ما هر دو براي كار به ايران آمديم . پس از گذشت سالها با وجود اينكه من اين موضوع را فراموش كرده بودم آن روز به خاطر همين اختلاف ، قرباني كينه آن مرد شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين مرد 31 ساله افغاني پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز، در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 17:36 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه به علت اختلاف با نامزدش با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي كرده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
برادر >محمدحسين < در رابطه با علت خودكشي برادرش به خبرنگار ما گفت : >محمدحسين < از يك سال پيش بارها در مورد علاقه اش به دخترعمويم با خانواده ام صحبت كرده بود. هربار كه خانواده به خواستگاري مي رفتند، دخترعمويم قبول نمي كرد تا اينكه عيد نوروز امسال با همه اختلاف ها و مشكلات با يكديگر نامزد كردند. طي مدتي كه آنها با يكديگر نامزد بودند ظاهرا_ مشكل خاصي نداشتند. اين پسر جوان در ادامه گفت : دو شب پيش برادرم پس از اينكه از سر كار برگشت مستقيم به خانه نامزدش رفت . وي مدتي را در آنجا مي ماند و سپس از خانه آنها خارج مي شود. احتمالا_ در اين مدت با نامزدش بحثش شده بود و مشكلي بين آنها به وجود آمده بود كه او تصميم به خودكشي مي گيرد. >محمدحسين < پس از خروج از خانه نامزدش مقداري قرص تهيه كرده و به قصد خودكشي مي خورد. با اين حال او شب به خانه برنگشت و از آنجا كه بسيار دير شده بود، همگي نگران او شديم . برادر >محمدحسين < در ادامه گفت : پس از مدتي دايي ام ، >محمدحسين < را در خيابان مي بيند در حالي كه گيج بوده و اصلا_ حال مناسبي نداشته است . بلافاصله به ما خبر داده و ما او را به بيمارستان شهرستانمان و از آنجا به شيراز آورديم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين پسر جوان 23 ساله كه اهل يكي از شهرستان هاي استان فارس مي باشد هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 17:35 توسط حمیده |
|
|
مرد افغاني با ضربه چاقوي دوستش ، روانه بيمارستان شد.
>كريم < مصدوم حادثه فوق در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز شنبه حوالي ساعت 8 از محل زندگيم در دروازه اصفهان شيراز به منظور خريد موادغذايي خارج شدم ، هنگاميكه به نزديكي خيابان رسيدم ، متوجه شدم يكي از دوستانم كه او نيز افغاني است در كناري ايستاده ومنتظر عبور من از آنجاست . من هم غافل از نقشه او به نزد وي رفتم . اين مرد 30 ساله افغاني در ادامه گفت : هنگامي كه در نزديكي آن مرد قرار گرفتم ، او بدون هيچ حرفي ، 3ضربه چاقو به من زد و فرار كرد. من قبلا_ هيچ اختلافي با اين مرد نداشتم به همين دليل اصلا_ انتظار نداشتم از سوي او مورد حمله قرار گيرم . پس از فرار او، من توسط مغازه داران و دوستانم كه در آن محل زندگي مي كنند به بيمارستان منتقل شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين مرد 30 ساله افغاني به منظور درمان در بيمارستان نمازي شيراز بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 16:59 توسط حمیده |
|
|
مرد جوان روستايي كه با گلوله يك ناشناس در حين كشاورزي به شدت زخمي شد، به بيمارستان انتقال يافت .
>صادق < مصدوم حادثه فوق ، در حالي كه در بيمارستان نمازي شيراز تحت درمان بود به خبرنگار ما گفت : ساعت 2 بعدازظهر روز يكشنبه بر روي زمين مان مشغول كشاورزي بودم در گوشه اي از زمين يك حياط كوچك قرار دارد كه معمولا_ براي انجام كارهاي شخصي به آنجا مي رويم . در آن زمان نيز من در حياط بودم كه ناگهان يك مرد با اسلحه سوزني به سراغم آمد و به سويم شليك كرد. اين جوان روستايي در ادامه گفت : پس از شليك ، گلوله هاي ساچمه اي به قسمت هاي مختلف پايم اصابت كرد طوري كه من همان لحظه نقش زمين شدم . آن مرد، پس از شليك گلوله از آنجا فرار كرد به گفته خانواده ام ضارب پس از مدتي خودش را به پاسگاه معرفي كرده بود. پس از اين حادثه ، خانواده ام از اين حادثه مطلع شده و مرا به بيمارستان رساندند. در حال حاضر من به دليل بستري بودن و هدف آن فرد و عملي كه انجام داده است بي اطلاع هستم ولي مطمئن هستم كه با آن فرد هيچ اختلافي نداشته ام . گزارش خبرنگارما حاكيست ، اين مرد 26 ساله روستايي هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 16:59 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني به دنبال اختلاف با برادرش با ريختن نفت بر روي خود اقدام به خودسوزي كرد.
يكي از بستگان >سلمان < مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : >سلمان < به صورت مادرزادي كر و لال مي باشد، همين امر باعث تشديد عصبانيتش در مواقعي كه ناراحت است مي شود. بعد ازظهر يكشنبه حوالي ساعت 8، سلمان با برادرش بر سر موضوعي اختلاف پيدا مي كند. از آنجا كه اختلاف آنها حل نمي شود، >سلمان < به منظور تهديد خانواده اش تصميم مي گيرد كه خودسوزي كند. اين مرد جوان در ادامه گفت : >سلمان < به دنبال اين تصميم به حياط خانه مجاور كه متعلق به خودش بود مي رود و در آنجا با ريختن نفت بر روي خودش ، اقدام به خودسوزي مي كند. از آنجا كه او كر و لال است و نمي توانسته فرياد بزند، در حالي كه بدنش در شعله هاي آتش مي سوخته ، تلاش مي كند آتش را خاموش كند. به همين منظور به درون يك بشكه آب مي رود. اين امر باعث خاموش شدن آتش و تشديد سوختگي او مي شود. بعد از چند دقيقه خانواده اش كه متوجه شده بودند با من تماس گرفته و من >سلمان < را در حالي كه در بشكه آب نشسته بود، بيرون آورده و به بيمارستان رساندم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 22 ساله روستايي با 60درصد سوختگي از تمام نواحي بدن ، هم اكنون در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 16:58 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه بر اثر يك اشتباه از سوي منازعين دعوايي در شيراز مورد اصابت چاقو قرار گرفته بودند، به بيمارستان منتقل شدند.
>احسان < مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : ساعت 10 شب جمعه ، به همراه دوستانم در حوالي خانه مان بودم كه متوجه يك درگيري شدم . مدتي را در آنجا ايستاده و شاهد اين بحث و درگيري كه ميان دو نفر بود، شدم . بعد از چند دقيقه به همراه دوستانم تصميم گرفتيم از محل دور شويم . اين جوان 20 ساله شيرازي در ادامه گفت : حين رفتن ، هنوز چند قدمي دور نشده بودم كه ناگهان احساس كردم چيزي در پهلويم فرو رفت ، وقتي رويم را برگرداندم ، ديدم يكي از منازعين آن دعواست كه اشتباها_ مرا با چاقو زخمي كرده است . آن فرد نيز با ديدن من ، به اشتباهش پي برد و همان موقع با اظهار پشيماني از ما دور شد. آن ضربه چاقو باعث خونريزي داخلي در بدنم شده بود، به همين دليل توسط دوستانم به بيمارستان رفتم و در آنجا بستري شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين پسر جوان هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 15:53 توسط حمیده |
|
|
نوجوان 14 ساله اي كه به منظور تفريح به آبشار مارگون رفته بود، بر اثر بي احتياطي دچار حادثه شد.
پدر اين پسر نوجوان در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : صبح روز جمعه به همراه تعدادي از بستگانمان به منطقه تفريحي آبشار مارگون رفتيم . در آنجا پسرم به همراه دو نفر از همسن و سالان خودش به منظور آب تني از ما جدا شد و به سمت آبشار رفتند. پس از مدتي آن دو پسر به نزد ما بازگشتند، ولي پسرم با آنها نبود. اين مرد شيرازي در ادامه گفت : آن دو پسر به محض ديدن ما گفتند كه پاي پسرم بر اثر بي احتياطي لغزيده و او از بلندي سقوط كرده است . بلافاصله خودمان را به محل مزبور رسانديم و خوشبختانه چند نفر قبل از رسيدن ما به پسرم كمك كرده بودند و او را از مرگ نجات داده بودند. در آن شرايط پسرم را در حالي كه بيهوش و زخمي شده بود يافتيم . بلافاصله پس از يافتن وي ، او را به بيمارستان رسانديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين نوجوان شيرازي هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد، حال عمومي وي مطلوب گزارش شده است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 16:26 توسط حمیده |
|
|
اعتراض به اعمال يك شرور كه در همسايگي مرد 63 ساله شيرازي زندگي مي كرد، موجب درگيري و زخمي شدن آن مرد شد.
پسر >اسماعيل < در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : دو شب پيش حوالي ساعت 1/5 نيمه شب متوجه سروصدايي در بيرون از خانه شديم . وقتي كه علت را جويا شديم فهميديم يكي از همسايگان ما كه مردي شرور بوده و معمولا_ با مستي اقدام به عربده كشي و ايجاد سروصدا مي كند عامل آن صداهاست . فرداي آن روز به همراه پدرم به در خانه آنها رفتيم و پدرم با حالتي معترضانه به او گفت : چرا مزاحمت ايجاد مي كني ؟ چرا ديشب سروصدا مي كردي ؟ اين جوان در ادامه گفت : آن مرد در جواب پدرم ، يك قمه آورد و با آن به جان ما افتاد. در درگيري ميان ما و آن مرد، پدرم با ضربات قمه زخمي شد و سر من نيز به علت اصابت سنگ زخمي شد. به دنبال اين حادثه ، ما پدرم را به بيمارستان آورديم و در آنجا بستري كرديم . شايان ذكر است مرد همسايه پس از اين حادثه از محل متواري شد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين مرد 63 ساله شيرازي هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 16:25 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه حين تميزكردن محل نگهداري پرندگانش ، با آتش گرفتن محل مزبور دچار سوختگي شده بود به بيمارستان منتقل شد.
يكي از همسايگان اين پسر جوان شيرازي در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : صبح روز جمعه >عماد< در حالي كه در خانه شان تنها بود، به منظور تميز كردن محل نگهداري پرندگانش به پشت بام مي رود. مدتي را به تميز كردن آنجا با مواد مختلف مي پردازد. پس از سم زدايي آن محل با موادمختلف از آنجا خارج مي شود و لحظه اي كه قصد داشت دوباره وارد آنجا شود، كليد برق را مي زند. با زدن كليد برق آنجا آتش مي گيرد. اين مرد جوان در ادامه گفت : با آتش گرفتن ناگهاني آنجا >عماد< دچار سوختگي مي شود، ولي خوشبختانه به علت كوچك بودن محل مزبور، آتش به راحتي خاموش مي شود. در اين حادثه همسايگان به كمك >عماد< رفته و او را به بيمارستان رسانده بودند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 20 ساله شيرازي ، هم اكنون با 29درصد سوختگي در بيمارستان قطب الدين شيرازي بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 16:24 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه در عروسي دوستش هدف گلوله قرار گرفته بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
>كامران < مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع حادثه فوق به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر پنجشنبه گذشته به همراه يكي از دوستانم آماده شديم كه به مراسم جشن عروسي يكي از دوستان مشتركمان برويم . در اين مراسم كه در باغ برگزار شد، همه چيز كاملا_ عادي بود تا اينكه حوالي ساعت 10/5 در حالي كه گوشه اي ايستاده بودم ، ناگهان احساس فرورفتن چيزي در گوشه سينه ام كردم . بلافاصله به آن قسمت نگاه كردم و متوجه شدم كه از محل اصابت شيئي نامعلوم به بدنم خون مي آيد. اين جوان شيرازي در ادامه افزود: از آنجا كه آن مراسم تعداد زيادي ميهمان داشت و مرتبا_ صداي ترقه از گوشه و كنار به گوش مي رسيد هيچ كس متوجه اين اتفاق نشد. دوستم با ديدن اين صحنه مرا فورا_ به بيمارستان رساند. در آنجا متوجه شدم كه آن شي ء نامعلوم ، گلوله يك اسلحه كلت بوده است . اين پسر جوان در رابطه با علت اين حادثه گفت : خوشبختانه من با هيچ كس اختلاف و مشكلي ندارم و اين حادثه را كاملا_ غيرعمدي مي دانم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 16:40 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه بر اثر سوءتفاهم از سوي فردي مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
>سينا< مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : ساعت 6/5 بعدازظهر روز جمعه حوالي خانه مان رد مي شدم كه ناگهان دختر يكي از همسايگانمان را ديدم كه با يك پسر جوان در حال عبور از كوچه بودند. براي چند لحظه آنها را نگاه كردم . همين امر باعث عصبانيت آن پسر جوان شد و او بر سر اين موضوع با من درگيري لفظي پيدا كرد. اين پسر جوان شيرازي در ادامه گفت : در حين درگيري آن پسر 3 ضربه چاقو به من زد و پس از آن فرار كرد. همسايه ها متوجه اين اتفاق شدند و پس از ديدن بدن مجروح من ضمن تماس با اورژانس ، مرا به بيمارستان رساندند. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين جوان 22 ساله كه از ناحيه گردن ، سينه و پا زخمي شده بود پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز به منظور درمان در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 16:39 توسط حمیده |
|
|
دختر نوجواني كه بر اثر بي احتياطي به وسيله نفت دچار سوختگي شده بود به بيمارستان قطب الدين شيرازي منتقل شد.
برادر >سپيده < در رابطه با چگونگي وقوع اين رويداد به خبرنگار ما گفت : خواهرم بعدازظهر روز چهارشنبه در منزل خودمان قصد داشت مقداري آب براي حمام گرم كند. از آنجا كه ما در روستا زندگي مي كنيم و دسترسي به گاز نداريم براي رفتن به حمام معمولا_ خودمان مقداري آب در ظرف بزرگي جوشانده و بعد در حمام از آن استفاده مي كنيم . در آن روز >سپيده < به همراه خواهر كوچكم و پدر و مادرم در خانه بودند كه اين اتفاق افتاد. اين جوان روستايي در ادامه افزود: هنگامي كه خواهرم زير ظرف حاوي آب را مي خواست روشن كند مقداري نفت برروي هيزم ها ريخت و از آنجا كه نفت به لباس هايش سرايت كرده بود با روشن كردن كبريت ناگهان لباس هايش طعمه آتش شد. با آتش گرفتن لباس هاي خواهرم ، او با بدن مملو از آتش در حياط مي دود تا خود را در يك شبكه آب بيندازد كه متاءسفانه همانجا برروي زمين مي افتد. پدر و مادرم هم كه بسيار پير هستند نتوانستند با انداختن پتو، آتش را به طور كامل خاموش كنند و همين امر باعث تشديد سوختگي در او شد. برادر >سپيده < در ادامه افزود: با تلاش هاي >سپيده < بالاخره آتش خاموش شد ولي بدن او مدت زيادي در آتش مي سوخت . پس از اين اتفاق او را به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز آورديم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين دختر نوجوان 16 ساله هم اكنون در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز با 79درصد سوختگي از تمام نواحي بدن به جز صورت بستري و تحت درمان مي باشد. پزشكان حال وي را وخيم گزارش كردند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 16:38 توسط حمیده |
|
|
جوان 25 ساله اي كه به دليل اختلاف با پدر همسرش با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي كرد به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
برادر >اكبر< در رابطه با علت خودكشي بردارش به خبرنگار ما گفت : مدتي پيش برادرم با دختر عمويم عقد كردند از آن زمان برادرم با جديت با عمويم كار مي كرد، در واقع آنها با يكديگر شريك بودند. پس از مدتي بر سر پول با يكديگر اختلاف پيدا كردند و شراكتشان به هم خورد با اين اتفاق ، برادرم ديگر سر كار نرفت و زماني كه به منظور حساب و كتاب با عمويم قرارداشتند با يكديگر دعوايشان مي شود. از آن پس با يكديگر قهر مي كنند. اين پسر جوان در ادامه افزود: اين ماجرا به اينجا ختم نشد و عمويم از برادرم خواست كه دخترش را طلاق دهد و همين مساءله باعث شد كه >اكبر< به شدت ناراحت شده و حتي به موادمخدر رو بياورد. با صحبتها و تلاش هاي ما، او از مصرف موادمخدر در كمتر از يك ماه پس از شروع مصرف دست برداشت ولي با اين حال تصميم به خودكشي گرفت و يكشنبه شب مقداري قرص به قصد خودكشي مي خورد و پس از آن از خانه بيرون مي رود. حوالي ساعت 12 شب ، يكي از بستگانمان در خيابان او را در حالي مي بيند كه تعادل ندارد بلافاصله به ماخبر مي دهد و همان موقع او را به بيمارستان شهرستان نزديك روستايمان رسانديم و از آنجا ما به شيراز آمديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 25 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 18:52 توسط حمیده |
|
|
كودك خردسالي كه براثر بي احتياطي به وسيله آب جوش دچار سوختگي شده بود به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز منتقل شد.
مادر >شايان < در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : دو شب پيش در خانه به همراه پسرم تنها بوديم و مدتي را با بازي كردن با او گذراندم تا اينكه >شايان < از من خواست برايش تخم مرغ آب پزكنم . من هم تخم مرغي را در كتري آب جوش انداختم و به حمام رفتم تا لباسها را بشويم در همين فاصله >شايان < هم به كنارم آمد و همزمان مشغول گفت و گوبا من بود. پس از گذشت مدتي صدايي درآمد همسرم از سر كار بازگشته بود شايان هم مثل هميشه جلوي در به استقبال پدرش رفت . اين زن جوان افزود: در آن زمان من براي انجام كاري به اتاق رفتم ، ناگهان صداي فرياد >شايان < را شنيدم سراسيمه به سمت در دويدم ولي صداي >شايان < از آشپزخانه مي آمد، وقتي كه به آشپزخانه رفتم ديدم كه كتري حاوي تخم مرغ و آب جوش بر روي پسرم واژگون شده است .ظاهرا_ >شايان < براي نشان دادن تخم مرغ به پدرش سراغ كتري رفته بود. پس از اين اتفاق من بدن شايان را زير آب يخ گرفتم ولي براثر شدت سوختگي پوست بدنش كنده شده بود با ديدن اين وضعيت او را به بيمارستان شهرمان برديم و بعد از چند روز پزشك بيمارستان آنجا به ما گفت بايد پسرم را به شيراز بياوريم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين كودك 2/5 ساله هم اكنون با 13درصد سوختگي از ناحيه دست و سينه در بيمارستان قطب الدين شيرازي بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 18:50 توسط حمیده |
|
|
پسر 18 ماهه اي براثر بي احتياطي ، با نشت كپسول گاز دچار سوختگي شد.
پدر >آرمان < در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر دوشنبه ، حوالي ساعت 4 بعدازظهر، همسرم در آشپزخانه قصد داشت اجاق گاز را روشن كند به همين منظور كبريتي را روشن مي كند، از آنجا كه ما مجبور به استفاده از كپسول گاز هستيم و كپسول نيز دچار نشست گاز بود، ناگهان با جرقه كبريت ، گازهاي پخش شده در هوا آتش گرفت . اين مرد جوان در ادامه افزود: پسرم در آن زمان در فاصله كمي از مادرش در آشپزخانه ايستاده بود و چون در معرض گاز پخش شده قرار داشت با آتش گرفتن گازها، او نيز دچار سوختگي شد. خوشبختانه آتش سريعا_ خاموش شد و كپسول گاز نيز منفجر نشد ولي صورت پسرم براثر بي احتياطي سوخته است و ما به همين دليل او را ابتدا به بهداري روستايمان و از آنجا به شيراز آورديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين پسر 1/5 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد با 8درصد سوختگي از ناحيه كمر و صورت هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيرازي بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 11:59 توسط حمیده |
|
|
دو پسر نوجوان حين ساختن ترقه با انفجار مواد متشكله آن دچار سوختگي شدند.
>مسعود< يكي از مصدومان حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز دوشنبه به همراه پسردايي ام قصد داشتيم مقداري مواد اكليل سرنج را كه از رنگ فروشي وعطاري خريده بوديم با هم مخلوط كنيم . به همين منظور با استفاده از غيبت مادر و پدرم ، پسردايي ام به منزل ما آمد و در حياط خانه مشغول درست كردن ترقه شديم . مواد را در داخل يك سيني گذاشته بوديم و مشغول بوديم كه ناگهان در يك لحظه مواد با صداي مهيبي منفجر شد. اين نوجوان 14 ساله در حالي كه بسيار اظهار پشيماني مي كرد، افزود: حين انفجار دستانم را جلو صورتم گرفتم و همين باعث شد صورتم كمتر آسيب ببيند، ولي پسردايي ام صورت و بدنش به شدت دچار سوختگي شد و همسايه ها با شنيدن صداي انفجار به سرعت به كمكمان آمدند و يكي از آنها با شيلنگ مقداري آب بر روي صورت و بدن ما ريخت . بعد از اينكه پدر و مادرم از اين اتفاق باخبر شدند به وسيله آمبولانس من و پسردايي ام را به بيمارستان رساندند. مادر >مسعود< نيز به خبرنگار ما گفت : آن روز من با تلفن همراه >مسعود< تماس گرفتم و او به من گفت كه با پدرش بيرون هستند، من هم با عدم اطلاع از برنامه او و پسردايي اش به خانه مادرم كه بيمار بود رفتم . بعد از رفتن من >مسعود< به خانه آمده بود و متاءسفانه با اين حادثه ، در اثر بي احتياطي دچار سوختگي شد. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين دو نوجوان كه اهل يكي از شهرستانهاي استان فارس مي باشند، از ناحيه صورت و بدن دچار سوختگي شده اند و هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري و تحت درمان مي باشند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 11:58 توسط حمیده |
|
|
درگيري لفظي ميان دو نوجوان شيرازي ، با زخمي شدن يكي از آنان به وسيله چاقو پايان يافت .
مصدوم حادثه فوق در رابطه با علت اين درگيري به خبرنگار ما گفت : مغازه ما در يكي از مناطق مركزي شيراز قرار دارد. بعدازظهر روز شنبه حوالي ساعت 9 شب با پسرعمه ام كه همسن خودم است ، در نزديكي مغازه مان درگيري لفظي پيدا كردم . اين بحث كم كم به درگيري فيزيكي انجاميد و من در جواب حرف هاي بدي كه پسرعمه ام به من زد به او لگد زدم و او بعد از اين اتفاق براي مدت كوتاهي از پيشم رفت و ظاهرا_ اين ماجرا به همين جا ختم شد. >اشكان < در ادامه افزود: بعد از گذشت چند دقيقه بار ديگر پسرعمه ام را در حالي كه چاقويي در دست داشت ديدم . ابتدا با سروصدا به سمت من آمد و من از او خواستم براي دعوا جاي ديگري برود. او در حالي كه عصباني بود به سمت من آمد و چاقويش را كه مي خواست در شكمم فرو كند گرفتم و براي بار دوم كه چاقويش را مي خواست به سينه ام بزند و به وسيله دستم مانع شدم ، چاقو به بازويم اصابت كرد. پس از اين ضربه و خونريزي ، ما را از يكديگر جدا كردند و مرا به بيمارستان منتقل نمودند. درپي اين اتفاق ، برادرم از پسرعمه ام شكايت كرد و او بازداشت شد. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين نوجوان شيرازي پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز در آنجا تحت درمان قرار گرفت . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 15:40 توسط حمیده |
|
|
طي دو حادثه مختلف در شيراز در يك روز، دو كارگر ساختماني بر اثر برق گرفتگي و سقوط از ساختمان 5 طبقه راهي بيمارستان شدند.
به گزارش خبرنگار ما، يك كارگر افغاني در ساختماني حوالي بولوار جام جم شيراز مشغول كار بود، كه دچار برق گرفتگي شد. اين كارگر افغاني در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 11 صبح مشغول ريختن بتون سقف بودم كه ناگهان بر اثر برخورد با سيم برق دچار برق گرفتگي شدم . در آن لحظه قادر به جداشدن از بتون نبودم تا اينكه برق توسط سركارگرمان قطع شد و من بعد از 30 ثانيه از حالت برق گرفتگي خارج شدم . در حادثه اي ديگر، يك كارگر افغاني 20 ساله هنگام جوشكاري در يك ساختمان از طبقه پنجم آن سقوط كرد. يكي از كارگران آن ساختمان در همين رابطه گفت : از مدتي پيش در اين ساختمان با تعداد ديگري كارگران مشغول كار بوديم . طي همين روزهاي اخير كار ساخت آن به اتمام رسيده بود ولي مقداري از كارهاي جزيي مانده بود كه در اين حادثه هم اين كارگر افغاني حين جوشكاري ناگهان از طبقه پنجم ساختمان ، بر اثر بي احتياطي سقوط كرد و در حال حاضر حال او وخيم مي باشد. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين دو كارگر به منظور درمان به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شدند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 15:38 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه توسط يك فرد ناشناس به وسيله چاقو زخمي شده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد. >فريبرز< مصدوم اين حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : من در يكي از محله هاي شيراز داراي مغازه هستم . شنبه شب حوالي ساعت 10 از مغازه ام براي انجام كاري بيرون آمدم و مقداري از مغازه ام دور شدم . در همان حين ناگهان فرورفتن چيزي مانند چاقو را در كمرم حس كردم . وقتي كه دستم را برروي محل درد گذاشتم متوجه شدم كه از آن خون مي آيد. بلافاصله به پشت سرم نگاه كردم و متوجه شدم فردي به سرعت از من دور مي شود و سوار بر موتورسيكلت با فرد ديگري محل را ترك كرد. اين مرد جوان در ادامه افزود: پس از دورشدن آن دو نفر كه هيچ كدام از آنها را نمي شناختم با كمك اطرافيانم به بيمارستان منتقل شدم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين جوان 23 ساله شيرازي پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز، تحت عمل جراحي قرار گرفت و در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 15:36 توسط حمیده |
|
|
خوراندن مقداري سوخته ترياك به نوزاد 7 ماهه توسط مادرش ، او را راهي بيمارستان كرد.
مادر اين پسر 7 ماهه كه اهل يكي از روستاهاي نزديك شيراز مي باشد، در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : چهار روز پيش پسرم >علي < با خوردن تكه اي نان ، گلويش گرفت به طوري كه به شدت بي تابي مي كرد و گريه مي كرد، از آن جا كه احساس مي كردم درد دارد و دچار تنگي نفس شده به توصيه اطرافيان مقداري سوخته ترياك كه توسط يكي از بستگان تهيه كرده بودم به او دادم و همان موقع آن را بلعيد. با خوردن سوخته ترياك نه تنها حال پسرم خوب نشد بلكه دچار تنگي نفس شديد شد. بلافاصله پس از اين اتفاق پسرم را به بيمارستان رسانيدم .گزارش خبرنگار ما حاكي است اين نوزاد 7 ماهه در حالي كه دچار ايست قلبي شده بود با كمك پزشكان و پرسنل اتفاقات كودكان بيمارستان نمازي از مرگ حتمي نجات يافت . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 17:49 توسط حمیده |
|
|
درگيري ميان دو افغاني بر سر پول در شيراز با زخمي شدن يكي از منازعين به وسيله چاقو پايان يافت .
>قربان < مصدوم حادثه فوق در رابطه با چگونگي و علت وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : ساعت 6/5 بعدازظهر در حوالي خانه مان بودم كه ناگهان يكي از دوستانم را كه نزد او كار مي كنم ، ديدم . همان جا مشغول صحبت و گفت وگو شديم ، از سوي دوستم به من پيشنهاد اضافه كاري شد كه به دليل دستمزد پايين قبول نكردم . اصرارهاي دوستم پس از مدتي تبديل به حرفهاي ناپسند شد. اين مرد افغاني در ادامه افزود: حين مشاجره ، من از همان حوالي سنگي برداشتم و به سوي او پرتاب كردم ، ولي او پيش دستي كرد و به سوي من آمد و با چاقو ضربه محمي به پهلوي من زد. پس از اين ضربه نقش زمين شدم و آن مرد نيز فرار را ترجيح داد و من در حالي كه از بدنم به شدت خون مي رفت ، توسط يكي از مغازه داران در همان نزديكي به بيمارستان رفتم و بستري شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 23 ساله افغاني ، هم اكنون در بيمارستان شهيد بهشتي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 17:48 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان شيرازي بر اثر اصابت ضربه هاي متعدد چاقو توسط پدرش ، راهي بيمارستان شد.
>اميد< مصدوم اين حادثه ، در رابطه با علت و چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : پدرم از سالها پيش به موادمخدر اعتياد داشت ، همين مساءله باعث مي شد كه با مادر و خواهران و برادرم رفتار بسيار بدي داشته باشد. بارها مادرم را بر سر مسايل جزيي كتك مي زد. چند شب پيش در حالي كه در خانه مشغول درس خواندن بودم ، متوجه سروصدايي از سوي آشپزخانه شدم . مطابق معمول هميشه حدس زدم باز بين پدر و مادرم بحث و مشاجره به وجود آمده است . وقتي كه به آشپزخانه رفتم ، در آنجا پدرم را ديدم كه چاقويي در دست دارد و قصد دارد مادرم را به وسيله و آن چاقو زخمي كند. وقتي كه علت را جويا شدم ، فهميدم دعوا بر سر تهيه شام است و همين مساءله باعث شده پدرم عصباني شود. اين پسر جوان شيرازي در ادامه افزود: پدرم در همان حالت عصبانيتش به سوي مادرم حمله ور شد، من هم با ديدن اين صحنه به سوي آنها رفتم و دست پدرم را گرفتم . پدرم از اين كار من بيشتر عصباني شد و با من درگير شد. در اين درگيري فيزيكي ، ناگهان سر پدرم به چارچوب در برخورد كرد و مقداري خون آمد. همين امر باعث شد كه پدرم ظاهرا_ آرام شود و به بيرون از خانه برود. ولي مدتي بعد پدرم با ماءمور برگشت و مرا به اتهام ضرب و شتم دستگير كردند. در حالي كه با ناباوري به پاسگاه مي رفتم ، فهميدم پدرم ادعا كرده كه من به وسيله و زنجير و كمربند او را زده ام . اصرارهاي من مبني بر درست نبودن اين حرفها فايده اي نداشت و آن شب مرا بازداشت كردند. >امير< در ادامه گفت : مادرم پس از اين دعوا به خانه دايي ام رفت تا از ضرب و شتم در امان بماند. فرداي آن روز پرونده مرا به دادگاه فرستادند و در نهايت حكم آزادي مرا دادند. پس از آزادي به شاهچراغ رفتم و پس از زيارت ، با وجود اينكه مي دانستم پدرم تهديد كرده كه اگر به خانه بروم مرا خواهد كشت ، به خانه بازگشتم . خوشبختانه آن شب هيچ اتفاقي نيفتاد، ولي فرداي آن روز، باز در خانه مشغول درس خواندن بودم كه متوجه شدم پدرم از برادر كوچكم خواست به خانه دوستش برود. همان موقع حدس زدم كه اتفاق ناگواري در شرف وقوع است .پس از رفتن برادرم ، پدرم به بهانه تلفن زدن به اتاق آمد و از پشت به من حمله ور شد. در آن شرايط با پاهايش چنان مرا گرفته بود كه قدرت حركت كردن نداشتم و در همان حالت چندين ضربه چاقو به من زد. در حالي كه از بدنم به شدت خون مي رفت سعي كردم از خانه بيرون روم و خودم را نجات دهم . ولي او دست بردار نبود و همچنان دنبال من مي آمد. بالاخره پس از اينكه 11 ضربه چاقو به قسمتهاي مختلف بدنم زد، توانستم به كوچه برسم . اين جوان 24 ساله در ادامه گفت : در كوچه تعدادي از همسايه ها متوجه سروصدا شدند و به خيال اينكه افراد ناشناسي به من حمله كرده اند با پليس تماس گرفته و به خانه خودمان رفتند تا پدرم را باخبر كنند. ولي پدرم با بي تفاوتي به داخل خانه رفت . زماني كه پليس آمد، به داخل خانه رفت وسپس متوجه شدند پدرم با چاقو چندين ضربه به خودش زده است ، پس از اين اتفاق هر دوي ما به بيمارستان منتقل شديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين پسر جوان شيرازي هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. پدر وي نيز پس از انتقال به بيمارستان و انجام درمان از آنجا فرار كرده و متواري شده است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 17:48 توسط حمیده |
|
|
پاهاي پسر 11 ساله عشايري بر اثر بي احتياطي با آب جوش سوخت .
پدر >عليرضا< در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : خانواده ما از عشاير هستند و ما به صورت موقت در اطراف شيراز ساكن هستيم . بعدازظهر روز شنبه من و خانواده ام همگي حضور داشتيم و مشغول استراحت بوديم . در آنجا يك كتري حاوي آب جوش بر روي اجاق قرار داشت . پسرم >عليرضا< در همان نزديكي مشغول بازي بود كه ناگهان بر اثر برخورد با اجاق ، كتري آب جوش واژگون شد و آب جوش روي او ريخت . پدر اين كودك در ادامه افزود: به علت داغ بودن آب ، پاها و پوست شكم >عليرضا< به شدت دچار سوختگي شد به همين دليل فورا_ او را به بيمارستان رسانديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين پسر 10 ساله هم اكنون با 15درصد سوختگي از ناحيه پاها و قسمتهايي از بدن در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 18:24 توسط حمیده |
|
|
كودك 3 ساله اي كه بر اثر بي احتياطي ، به دليل باز شدن شيلنگ يك تنور گازي دچار سوختگي شده بود، به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز منتقل شد.
مادر >ساناز< در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : صبح روز جمعه در خانه مي خواستم خودم به وسيله تنور گازي نان بپزم ، هنگامي كه مشغول فراهم كردن مواد تهيه نان بودم >ساناز< به كنارم آمد و مشغول بازي شد. من چند بار سعي كردم او را از آنجا دور كنم ، ولي باز با حالتي كنجكاوانه بازمي گشت . هنگامي كه تنور را روشن كردم و مشغول شدم >ساناز< در يك متري آن ايستاده بود. اين زن جوان در ادامه افزود: متاءسفانه شيلنگ گاز متصل به تنور از مدتي پيش شل شده بود و من از اين امر غافل بودم . در آن روز هم ناگهان شيلنگ گاز از بدنه تنور جدا شد و گاز پخش شده در اثر جدا شدن شيلنگ ناگهان آتش گرفت . اين آتش كه به سرعت نيز خاموش شد، براي چند ثانيه پوست دخترم كه نزديكي من ايستاده بود را سوزاند. پس از اين اتفاق >ساناز< شروع به گريه كردن و بي تابي مي كرد. من نيز با كمك پدرش بلافاصله او را به بيمارستان شهرستانمان و از آنجا به شيراز آوريم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر خردسال با 16/5درصد سوختگي از ناحيه صورت ، دست ها و پاها هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيرازي بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 18:24 توسط حمیده |
|
|
دختر 27 ساله اي كه پس از مشاجره با پدرش با خوردن مقاديري سم اقدام به خودكشي كرده بود به بيمارستان منتقل شد.
>مهرناز< در رابطه با علت خودكشي اش به خبرنگار ما گفت : دو شب پيش با پدرم بر سر موضوعي بحث كرديم ، اين بحث به يك مشاجره لفظي تبديل شد و پدرم به روي من دست بلند كرد. اين مورد براي اولين بار بود كه پدرم به رويم دست بلند مي كرد و همين موضوع مرا بسيار ناراحت كرد تا جايي كه تصميم گرفتم خودم را بكشم . اين دختر جوان در ادامه افزود: بلافاصله در حالي كه به شدت عصبي شده بودم ، مقداري سم كه براي كارهاي دامپروري در خانه نگهداري مي كرديم در مقابل پدرم خوردم . پدرم با ديدن اين صحنه به سمت من دويد و دستم را گرفت كه مانع اين كار شود، ولي با اين حال مقداري سم را بلعيدم . پس از اين اتفاق پدر و مادرم مرا به بيمارستان شهرستان نزديك روستايمان بردند و از آنجا مرا به شيراز منتقل كردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين دختر جوان روستايي كه به شدت از اين عمل خود اظهار پشيماني مي كرد، هم اكنون در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 18:23 توسط حمیده |
|
|
جوان 27 ساله شيرازي كه توسط چند سارق ناشناس به وسيله چاقو زخمي شده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
مصدوم اين حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 10 شب در بولوار ستارخان با خودروام مشغول رانندگي بودم در گوشه اي از خيابان متوجه شدم مرد دستفروشي مقداري گردو را مي فروخت من هم مقداري گردو از او خريدم و خودروم را در گوشه اي از خيابان نگه داشتم . همان موقع پسرجواني به كنار خودرو آمد و به من گفت كه اين خودرو متعلق به خودت هست ؟ من با تعجب جواب مثبت به او دادم او هم همانجا مشغول گفت وگو با من شد بعد از چند دقيقه بدون اينكه متوجه ورود فرد ديگري به خودرم شوم از سوي اين دو نفر مورد هجوم قرار گرفتم . >مجيد< در ادامه صحبت هايش افزود: من در حالي كه تقلا مي كردم فرد دوم كه در قسمت پشت خودرو سوار شده بود دهانم را بسته بود و نمي توانستم فرياد بزنم . در همان حالت مردي كه ابتدا با من صحبت كرده بود، در را باز كرد و مرا به سوي عقب خودرو هل داد و پس از آن پشت فرمان خودروم نشست و حركت كرد. در همان حالت مردم متوجه درگيري ما شده و به پليس اطلاع دادند. با اين وجود يكي از آنها به وسيله چاقو ضربه محكمي به من زد. اين جوان 27 ساله در ادامه افزود: پس از واردشدن ضربه چاقو به شكمم با دستانم دسته چاقوي فرورفته را گرفتم تا آن فرد ضربات ديگري به من نزند با اين حال او به من گفت اگر سروصدا كنم به وسيله كلت مرا مي كشد. وي افزود: پس از اين حرف من به آنها گفتم كه خودروم را برداريد و با من كاري نداشته باشند. آنها كه به نظر مي آمد از ابتدا قصد سرقت داشتند خودروم را به سرقت برده و مرا در كوچه اي رها كردند. پس از فرار آنها پليس و اورژانس در محل حضور يافتند و مرا به بيمارستان رساندند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان شيرازي پس از انتقال به بيمارستان نمازي تحت درمان و عمل جراحي قرار گرفت . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 19:12 توسط حمیده |
|
|
درگيري لفظي ميان چند پسر جوان در يكي از پارك هاي شيراز، پسر جواني را راهي بيمارستان كرد.
>مجتبي < مصدوم حادثه فوق در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 8 بعدازظهر به همراه چند تن از دوستانم به پارك نزديك محله مان رفتيم و در آنجا مشغول تمرين فوتبال شديم . در همان حين ، پسر جواني كه وضعيت جسماني مناسبي نداشت و ظاهرا_ مشروب خورده بود به سوي من آمد و شروع به فحاشي كرد. پس از اين برخورد، من با او درگير شدم و او را كتك زدم اين جوان شيرازي در ادامه گفت : همين مساءله باعث شد كه آن پسر يك ساعت بعد به همراه چند تن از دوستانش در حالي كه همگي چاقو داشتند به پارك آمده و با من درگير شوند. در اين درگيري همان پسر يك ضربه چاقو به من زد و پس از زخمي شدن من همگي از آنجا فرار كردند. از آنجا كه اين پسر در همان حوالي زندگي مي كند و مقداري از او شناخت دارم قصد شكايت از وي را دارم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين پسر جوان پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز، به علت آسيب ديدگي از ناحيه شش ها براثر اصابت ضربه چاقو مورد عمل جراحي قرار گرفت و با تلاش پزشكان از مرگ حتمي نجات يافت . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 19:11 توسط حمیده |
|
|
در برخورد يك دستگاه كاميون و يك خودرو پرايد، در جاده هاي اطراف شيراز سه تن از اعضاي يك خانواده كه سرنشينان خودرو پرايد بودند، جان باختند.
يكي از همسايگان خانواده مزبور در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : اين خانواده معمولا_ روزهاي جمعه با يكديگر به تفريح مي رفتند در روز 31 تيرماه جاري هم آنها با يكديگر به بيرون از شيراز رفته بودند و در حالي كه در جاده اي حوالي >خان زنيان < در حال عبور بودند ناگهان به يك كاميون برخورد كرده كه منجر به آتش سوزي خودرو پرايد و جان باختن تعدادي از اعضاي آن خانواده شد. كودك 10 ساله اين خانواده كه تنها بازمانده خانواده مزبور است نيز به خبرنگار ما گفت : من به همراه خواهر كوچكترم در قسمت عقب خودرو نشسته بوديم مادرم و پدرم هم در قسمت جلو بودند كه كاميوني از روبه رو آمد و به خودرو ما زد، برخورد اين كاميون باعث شد كه خودرو آتش بگيرد. در آن زمان من از خودرو پياده شدم و در حالي كه سرم به شدت گيج مي رفت توسط يك خانم از آنجا دور شده و به بيمارستان منتقل شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، مادر و دختر خردسال اين خانواده در محل حادثه جان باختند و پدر خانواده مذكور نيز پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز براثر شدت جراحات وارده فوت نمود. هم اكنون پسر 10 ساله اين خانواده به عنوان تنها بازمانده اين حادثه در بيمارستان نمازي تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 19:11 توسط حمیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 |
| پیوندها |
|
از سایت روزنامه خبر میتوانید اصل خبر چاپ شده را بخوانید |
|
RSS
|