![]() |
![]() |
|
| حادثه |
|
پسر جوان 24 ساله اي كه در يك درگيري ، توسط فردي به وسيله چاقو زخمي شده بود، به بيمارستاني در شيراز منتقل شد. >منصور< مصدوم اين حادثه در رابطه با علت وقوع حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز جمعه ، برادر كوچكترم كه 18 سال دارد به همراه يكي از دوستانش هنگام عبور از كوچه اي با دو دختر جوان مواجه مي شود و شروع به متلك پراني مي كنند. در همان حين دو پسر جوان كه در يكي از محله هاي نزديك خانه مان زندگي مي كنند با موتورسيكلت به سوي برادرم و دوستش مي آيند و به آنها اعتراض مي كنند كه چرا به آن دو دختر متلك گفتيد. اين جوان 24 ساله افزود: بعد از چند دقيقه بحث ميان آنها بالا گرفت تا جايي كه به ضرب و شتم كشيده شد. من هم براي اينكه دعوا را فيصله بدهم ، در ميان طرفين دعوا قرار گرفتم ، ناگهان يكي از آن دو جوان با چاقويي كه در دست داشت ، ضربه محكمي بر گردن من زد. بعد از اين ضربه كه منجر به خونريزي شديد گردنم شد، آن دو با موتورسيكلت شان فرار كردند. >منصور< در ادامه افزود: ماجرا به اين درگيري ختم نشد، آن دو جوان بعد از رفتن از كنار ما، با چند مرد ديگر هنگامي كه مي خواستم براي درمان به كلينيك پزشكي روستايمان برويم ، بار ديگر به سراغ ما آمدند و در حين ورود به كلينيك با ما درگير شدند. در درگيري دوم ، بار ديگر ضربه چاقوي يكي از آنها يكي از همراهان من را زخمي كرد. اين افراد پس از درگيري متواري شدند، ولي از آنجا كه آنها را مي شناسيم در حال پيگيري شكايتي در همين زمينه هستيم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 24 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد، پس از انتقال به بيمارستان ، به منظور درمان در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 11:37 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني به علت اختلاف با پدرش به وسيله بنزين خود را به آتش كشيد. >كامبيز< مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي و علت اين حادثه به خبرنگار ما گفت : از مدتها پيش با پدرم بر سر مسايل مختلف بحث و مشاجره داشتيم . برادران ديگرم ازدواج كرده اند، ولي من به عنوان تنها پسري كه در خانه با خانواده زندگي مي كردم ، هميشه مورد سرزنش پدرم بودم . بارها تحقير شدن از سوي او در ميان جمع مرا آزرد، او چندين بار به بهانه هاي مختلف مرا كتك زد و از خانه بيرون كرد. اين جوان 21 ساله افزود: بعدازظهر روز شنبه بار ديگر با پدرم بر سر نداشتن شغل بحثم شد و اين بحث به درگيري لفظي كشيده شد و پدرم با يك سيلي مرا از خود راند. به دنبال اين مشاجره با غرور خرد شده تصميم به خودسوزي گرفتم . پس از اين تصميم بدون اينكه به كسي چيزي بگويم از خانه بيرون آمدم و مقداري بنزين تهيه كردم و به بيابانهاي اطراف شهرستانمان رفتم . در بيابان بنزين را روي خودم ريخته و با زدن كبريت خودم را به آتش كشيدم . >كامبيز< در ادامه گفت : با بلند شدن شعله هاي آتش ، پسرخاله ام كه با موتور از آن حوالي عبور مي كرد مرا ديد و به سويم آمد. پسرخاله ام بدن شعله ورم را خاموش كرد و با مطلع كردن خانواده مرا به بيمارستان رساند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 21 ساله كه اهل يكي از شهرستانهاي استان فارس مي باشد هم اكنون با 80درصد سوختگي از نواحي دستها، پاها و قسمتهايي از بدن ، در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري و تحت درمان مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 11:36 توسط حمیده |
|
|
درگيري ميان چند كارگر ساختماني در شيراز به مجروح شدن چند تن از آنها و بريده شدن قسمتي از گوش يك كارگر منجر شد. >بهادر< يكي از مصدومان حادثه فوق در رابطه با چگونگي و علت وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : صبح به همراه ساير كارگران در ساختمان نيم كاره اي مشغول كار بوديم و همه سرگرم كار خودشان بودند. در همان زمان يكي از كارگران افغاني از من بيل خواست و من بيل خودم را به او دادم . او با بي احتياطي بيل مرا به سمتي پرتاب كرد. وقتي به كار او معترض شدم ، حرف بدي زد و همين حرف باعث به وجود آمدن يك درگيري بزرگ ميان كارگراني كه آنجا حضور داشتند شد. در اين درگيري ما 7 نفر بوديم و آنها 2 نفر، اكثر افراد به دليل پرتاب سنگ و ضربات بيل زخمي شدند. قسمتي از گوش يكي از مجروحان اين حادثه هم با ضربه بيل كنده شد. يكي ديگر از مصدومان حادثه فوق كه يك مرد افغاني مي باشد نيز در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : من در درگيري نقشي نداشتم ، وقتي كارگرها شروع به بحث كردند، من به قصد ميانجي گري وارد بحث آنها شدم ولي اين بحث به فحاشي و سپس ضرب و شتم كشيده شد و من براي دفاع از خودم با آنها درگير شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، حادثه فوق كه در يكي از محله هاي شيراز رخ داد، چند زخمي برجاي گذاشت . لازم به ذكر است تعدادي از زخميان اين حادثه به بيمارستان منتقل شدند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 11:35 توسط حمیده |
|
|
زن 53 ساله روستايي ، هنگام آتش زدن علف هاي خشك دچار حادثه شد. >مهرانگيز< مصدوم اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز جمعه ، حوالي ساعت 7 در حياط خانه مان مشغول جمع آوري وسايل اضافي بودم . از آنجا كه در گوشه اي از حياط مقداري علف خشك وجود داشت و جاي زيادي را اشغال كرده بود، تصميم گرفتم آنها را آتش بزنم كه بتوانم به راحتي حياط را تميز كنم . اين زن 53 ساله در ادامه افزود: وقتي كه علفها را آتش زدم ، باد شديدي شروع به وزيدن كرد، به گونه اي كه علف هاي نيمه سوخته همگي در هوا پخش شدند و مقداري از علفهاي روشن و نيمه سوخته بر روي لباسم ريخت و همين باعث آتش گرفتن لباسم شد. با فريادهاي من ، دخترانم به حياط آمدند و با ديدن بدن شعله ور من با عجله به كمك شتافتند و آتش را خاموش كردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين زن 53 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد با 48درصد سوختگي از ناحيه دست و پا و قسمتهايي از بدن ، هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 11:34 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 22 ساله اي كه بر اثر بي احتياطي هنگام ريختن نفت در آبگرمكن دچار سوختگي شديد شده بود، به بيمارستان قطب الدين شيراز منتقل شد. >سهراب < مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : صبح روز جمعه قصد داشتم به حمام بروم . به همين دليل مقداري نفت را آماده كردم تا آبگرمكن را روشن كنم . هنگامي كه مي خواستم نفت را در مخزن آبگرمكن بريزم به دليل روشن بودن آبگرمكن ناگهان آتش به مخزن نفت سرايت كرد و به شعله هاي عظيمي تبديل شد كه مرا نيز دربر گرفت . >سهرابي < در ادامه افزود: از آنجا كه كسي در خانه نبود، فريادهاي من به گوش هيچ كس نرسيد و من با بدن شعله ور به اين سو و آن سو مي رفتم تا اينكه بالاخره خودم را در حوض پر از آب داخل حياط انداختم و آتش خاموش شد. از مدت زمان سوختن من تا خاموش شدن آتش چند دقيقه طول كشيد و همين امر باعث سوختگي شديد در تمام قسمتهاي بدنم شد. اين جوان 22 ساله در ادامه افزود: همزمان با خاموش شدن آتش برادرم وارد خانه شد و با مشاهده بدن نيمه جان من ، مرا ابتدا به بيمارستان شهرستانمان و از آنجا به شيراز آورد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 22 ساله شيرازي كه اهل يكي از شهرستانهاي استان فارس مي باشد، با 95درصد سوختگي در تمام نواحي بدن هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 11:34 توسط حمیده |
|
|
دختر جواني كه با ضربات چاقو، مرد 34 ساله اي را در حوالي شيراز زخمي كرده بود، دستگير شد. >سلمان < مصدوم حادثه فوق ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعد از ظهر جمعه حوالي ساعت 7 بعدازظهر در يكي از ترمينال هاي شيراز به مقصد يكي از مناطق اطراف شيراز كه در آنجا زندگي مي كنم ، سوار ميني بوس شدم . در اين ميني بوس ، علاوه بر من يك دختر جوان كه پوشش نامناسبي داشت و چند مرد و پسر جوان سوار بودند. در بين راه ، يكي از آن پسرها به كنار من آمد و روي صندلي كنار من كه خالي بود نشست و مشغول گفت وگو با دختر جوان شد. اين مرد در ادامه افزود: بعد از گذشت چند دقيقه ، آن پسر در ميانه راه پياده شد. من در طول راه اصلا_ كاري به آن دختر و گفت وگويش نداشتم ، و حتي صندلي كه روي آن نشسته بودم با صندلي آن دختر فاصله داشت . بعد از پياده شدن پسر، دختر جوان سيگاري آتش زد كه با اعتراض راننده روبه رو شد و آن را خاموش كرد. اين مرد جوان در ادامه گفت : بعد از گذشت چند دقيقه از صحبت هاي راننده و آن دختر جوان ، ناگهان آن دختر كه از مدتي قبل چاقويي در دست داشت و با آن بازي مي كرد به سوي من حمله كرد و ضربه اي به گردن من زد. من در حين دفاع از خود، چند ضربه چاقوي ديگر نيز به دستانم اصابت كرد، با فريادهاي من توجه ساير مسافرها هم جلب شد و خواستند كه جلو اين درگيري را بگيرند. از سوي ديگر چون به نزديكي يك پاسگاه انتظامي رسيده بوديم ، از ماءموران خواستم اين دختر را دستگير كنند و در پاسگاه مربوطه از هوش رفتم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر جوان هم اكنون در يكي از پاسگاه هاي اطراف شيراز، تحت بازداشت موقت مي باشد و اين مرد 34 ساله هم كه از ناحيه گردن آسيب ديده است در بيمارستان نمازي شيراز تحت درمان و بستري مي باشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 16:27 توسط حمیده |
|
|
مرد ناشناسي برروي پسر جوان 27 ساله اي ، اسيد پاشيد و متواري شد. >سعيد< مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : صبح روز شنبه مطابق معمول هميشه به مغازه ام رفتم و در مغازه را باز كرده و دم در نشسته بودم . حوالي ساعت 9، متوجه مرد رهگذر بلندقدي كه چهره اش را پوشانده بود شدم ، اين مرد در حالي كه يك بطري نوشابه حاوي مايع غليظ و تيره اي در دست داشت به طرفم آمد و من تصور مي كردم قصد عبور از مقابل مغازه را دارد اما در همان حال ناگهان بدون اينكه كلامي به زبان بياورد، مايع غليظ و تيره رنگ را برروي صورتم پاشيد. اين مرد جوان افزود: هنگام پاشيده شدن اين مايع در يك لحظه دستم را جلوي صورتم آوردم ولي آن مايع كه بعدا_ فهميدم اسيد بوده صورت و دستم را به شدت سوزاند، گويي مقدار زيادي آب جوش در آن لحظه بررويم ريخته بودند. با فريادهاي من اطرافيان متوجه اتفاقي كه افتاده بود شدند، آن مرد ناشناس هم بلافاصله به داخل خودرويي كه جلوتر ايستاده بود رفت و قبل از اينكه كسي كاري انجام دهد از آنجا فرار كرد. اين جوان 27 ساله در ادامه صحبت هايش افزود: با كمك دو جوان رهگذر در آن وضعيت كه صورتم به شدت مي سوخت به بيمارستان شهرستان خودمان و از آنجا به شيراز منتقل شدم . >سعيد< در رابطه با علت اين حادثه گفت : اكثر افراد در شهرستانمان مرا مي شناسند، تاكنون نه با كسي اختلاف داشتم و نه درگير شده ام ، واقعا_ علت اين حادثه را نمي دانم و اصلا_ نمي توانم حدس بزنم كه چه كسي با من دشمني داشته است . لازم به ذكر است كه شكايتي در همين رابطه در حال پيگيري دارم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين پسر جوان 27 ساله كه اهل يكي از شهرستان هاي استان فارس مي باشد در اتفاقات بيمارستان قطب الدين شيراز تحت درمان قرار گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 16:26 توسط حمیده |
|
|
واژگون شدن ظرف غذاي داغ بر روي كودك 5 ساله او را روانه بيمارستان كرد. مادر >پونه < مصدوم اين حادثه به خبرنگار ما گفت : حوالي ظهر روز شنبه هنگامي كه مي خواستم ناهار را آماده كنم ، متوجه شدم گاز كپسول تمام شده به همين دليل از شوهرم خواستم كه كپسول گاز را با خودش برده و پر كند. خودم هم به خانه همسايه مان براي گرفتن كپسول گاز رفتم . در همين فاصله دخترم كه قبل از رفتن من مشغول تماشاي تلويزيون بود، از غفلت من استفاده كرده و به آشپزخانه مي رود، در آنجا از روي كنجكاوي در قابلمه حاوي خورشت را كه هنوز داغ بود برمي دارد. اين زن جوان در ادامه افزود: با واژگون شدن قابله خورشت بر روي >پونه <، دخترم شروع به فرياد زدن و گريه مي كند. در آن لحظه من كه تازه وارد خانه شده بودم به سوي او دويدم و با مشاهده ظاهر دخترم فهميدم چه اتفاقي افتاده است . با آمدن پدر >پونه < بلافاصله دخترم را به بيمارستان شهرمان و از آنجا به شيراز آورديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين كودك 5 ساله كه اهل يكي از شهرستانهاي استان بوشهر مي باشد، با 14درصد سوختگي هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 16:25 توسط حمیده |
|
|
دو دست كودك 5 ساله اي در شيراز به وسيله قير داغ سوخت . پدر >صمد< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : صبح جمعه پسرم >صمد< را به همراه خودم به سر كار بردم ، از آنجا كه شغل من انجام كارهاي مربوط به قيرگوني كردن بام منازل است ، در محيط كار معمولا_ قير داغ وجود دارد. در آن روز حوالي ساعت 11 صبح در حالي كه از وضعيت >صمد< غافل شده بودم ، او به سمت بشكه هايي كه قير داغ در آنها وجود داشت رفت و دو دست خود را در قير داغ فرو كرد. اين مرد در ادامه افزود: با فريادهاي پسرم و بي تابي او، خودم را به او كه دو دستش تا مچ به شدت سوخته بود، رساندم . با كمك يكي از مهندساني كه زير نظر او كار مي كنم ، پسرم را ابتدا به درمانگاه محمدرسول ا... و از آنجا به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز آوردم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين كودك 5 ساله در اتفاقات بيمارستان قطب الدين شيراز تحت درمان قرار گرفت .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:49 توسط حمیده |
|
|
جوان افغاني كه در خواب توسط يكي از دوستانش با ضربات چاقو زخمي شده بود به بيمارستان شهيد بهشتي شيراز منتقل شد. يكي از بستگان ، >علي محمد< در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : جمعه شب >علي محمد< ميهمان يكي از بستگانش كه به همراه من و چندتن ديگر در يك كوره آجرپزي كار مي كنيم بود. پس از شام و گپ و گفت و گو براي خوابيدن آماده شديم ، >علي محمد< در اتاقي به همراه همان فرد خوابيد و ما در اتاقهاي ديگر بوديم . اين مرد افغاني در ادامه افزود: حوالي ساعت يك نيمه شب با سر و صداي >علي محمد< از خواب بيدار شديم . وقتي خودمان را به او رسانديم >علي محمد< با ميزبانش درگير شده بود و شواهد حاكي از آن بود كه چند ضربه چاقو در حالي كه >علي محمد< خواب بوده توسط همان مرد به جاهاي مختلف بدنش وارد شده بود در آن زمان با پليس تماس گرفتيم و فرد ضارب دستگير شد پس از آن ، >علي محمد< را به بيمارستان رسانديم . اين مرد كه خود نيز از بستگان مصدوم حادثه است در رابطه با علت اين حادثه به خبرنگار ما گفت : دو سال پيش برادر >علي محمد< عموي ضاربش را در افغانستان كتك زده بود به گونه اي كه آن مرد فلج شده بود، كينه اين حادثه پس از دو سال جمعه شب ، توسط ضارب >علي محمد< به اين صورت بروز كرد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان افغاني كه در حال حاضر ساكن شيراز مي باشد از ناحيه گردن و پا و كتف مورد اصابت چاقو قرار گرفته است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:48 توسط حمیده |
|
|
بر اثر بي احتياطي ، زن جوان شيرازي مورد اصابت گلوله ساچمه اي قرار گرفت و روانه بيمارستان شد. >ثريا< مصدوم اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز جمعه به منظور ديدن خواهرم به يكي از شهرستان هاي نزديك شيراز رفتيم . در آنجا پسر خواهرم كه 12 سال دارد مي خواست با استفاده از يك اسلحه سوزني ، پرنده ها را شكار كند. در يك لحظه به علت بي احتياطي پسر خواهرم ، اسلحه كه به سمت من نشانه رفته بود شليك كرد و يكي از ساچمه هاي آن به دستم فرو رفت . اين زن جوان شيرازي افزود: وقتي به بيمارستان براي درمان و درآوردن ساچمه مراجعه كردم ، به من گفتند به علت بارداربودنم نمي توانم عكس برداري انجام دهم و به همين دليل ساچمه مورد نظر تا زمان تولد فرزندم كه 5 ماه ديگر است بايد در دستم باقي بماند. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين زن 20 ساله شيرازي در بيمارستان شهيد بهشتي شيراز تحت درمان مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:48 توسط حمیده |
|
|
زن 48 ساله شيرازي به دنبال افسردگي و مشكلات روحي ، با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي كرد. دختر >محبوبه < مصدوم اين حادثه به خبرنگار ما گفت : مادر من از 6 سال پيش تحت نظر پزشك بود و داروهايي به منظور درمان افسردگي مصرف مي كرد. بيماري او در ظاهر به كسي آسيب نمي رساند ولي گاهي اوقات كه شدت مي يافت مادرم به شدت دچار وسواس فكري مي شد و در آن لحظات به رفت وآمدهاي ما و صحبت هايمان حساسيت بيش از اندازه نشان مي داد. اين دختر جوان شيرازي افزود: جمعه شب بعد از يك سري حرف هايي كه ميان مادرم و بچه ها صورت گرفت او با خوردن مقاديري قرص حوالي ساعت 9 به آرامي و مطابق معمول هميشه به اتاق رفت و خوابيد. بعد از چندساعت پدرم مرا صدا زد و گفت حال مادرت طبيعي نيست . با توجه به گفته هاي پدرم و خواب عجيب مادرم با اورژانس تماس گرفتيم و او را به بيمارستان آورديم . دختر >محبوبه < همچنين گفت : مادرم قبلا_ نيز يك بار با خوردن بيش از حد قرص هاي ضدافسردگي اش ، خودكشي كرده بود. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين زن 48 ساله شيرازي هم اكنون در بيمارستان شهيد بهشتي شيراز به منظور درمان بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:47 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه به علت اختلاف با دوستش با خوردن مقاديري سم حشره كش اقدام به خودكشي كرده بود به بيمارستان شهيد بهشتي شيراز منتقل شد. برادر >عليرضا< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : >عليرضا< از مدت ها پيش با يكي از دوستانش بر سر مساءله اي مشكل پيدا كرده و به همين دليل با او قطع رابطه كرده بود. با وجود بي اعتنايي هاي >عليرضا<، دوستش او را رها نمي كرد و بارها با اصرار از >عليرضا< مي خواست او را ببخشد و دوستي اش را با او ادامه دهد. اين جوان در ادامه گفت : جمعه شب برادرم از خانه بيرون رفته بود، در همان موقع دوستش به در خانه آمد و سراغ >عليرضا< را گرفت . هنگامي كه به او گفتم برادرم نيست ، عليرضا از راه رسيد. با ديدن دوستش عصباني شد و به او اعتراض كرد كه چرا دست از سر او برنمي دارد. با بحثي كه ميان آن دو درگرفت ، برادرم به نشانه اعتراض مقداري سم حشره كش را كه در خودرواش براي كارهاي باغباني نگه مي داشت برداشت و در مقابل ديدگان ما خورد. اين جوان همچنين افزود: بلافاصله بعد از اين اتفاق با كمك دوست برادرم او را به بيمارستان رسانديم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:46 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 20 ساله اي حين جست وجو براي يافتن عسل در يكي از كوه هاي شهرستان لار، بر اثر نيش زنبور فوت كرد. يكي از بستگان >احمد.خ < در رابطه با اين حادثه به خبرنگار ما گفت : صبح روز جمعه >احمد< به همراه يكي از بستگانش براي يافتن كندوهاي عسل طبيعي به كوه نزديك روستايشان مي روند. حين جست وجو، >احمد< توسط زنبوري گزيده مي شود و علي رغم بدحالي وي ، تلاش هاي جواني كه همراهش بوده براي پايين آوردن >احمد< از كوه بي ثمر مي ماند. به همين دليل به تنهايي از كوه پايين مي آيد و به روستا رفته تا با خود پزشكي را به نزد >احمد< ببرد. بعد از گذشت ساعتي ، هنگامي كه پزشك بالاي سر او مي رسد، >احمد< بر اثر زهر ناشي از نيش زنبور جان باخته بود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:45 توسط حمیده |
|
|
جوان 22 ساله اي كه در محل كارش توسط فردي مورد هجوم قرار گرفته بود، با نيش چاقوي مهاجم از ناحيه گردن مصدوم شد. >طاهر< مصدوم حادثه فوق در رابطه با چگونگي و علت وقوع حادثه فوق به خبرنگار ما گفت : حوالي ظهر روز چهارشنبه هنگامي كه در محل كارم مشغول بودم يكي از دوستان برادرم به نزد من آمد و در حالي كه سراسيمه و پريشان بود به من گفت : به دليل مشكلي كه با يك نفر پيدا كردم قصد متواري شدن را دارم كه او براي مدتي نتواند مرا پيدا كند. وقتي علت را به صورت كامل از او جويا شدم ، به او حق دادم و موتورسيكلتم را در اختيار او قرار دادم و او از پيش من رفت . اين جوان در ادامه افزود: نيم ساعت از اين گفت وگو گذشته بود كه به من اطلاع دادند فردي در شركت مي خواهد مرا ببيند. من هم هنگامي كه به آنجا رفتم با فردي كه دوست برادرم به خاطر او متواري شده بود مواجه شدم . آن فرد هم كه به همراه دوستش آمده بود، به محض ديدنم به سوي من حمله ور شد و با چاقوي پيوندزني باغباني 2 ضربه عميق به گردن و بازويم زد. در آن لحظه كه با آنها درگير شده بودم ، يكي از دوستانم نيز در آن جا حضور داشت و شاهد ماجرا بود. با سروصداي ما، آن دو با رها كردن موتورسيكلت هايشان قبل از رسيدن ديگر همكارانم از آنجا فرار كردند. بعد از فرار آنها با كمك يكي از همكارانم در حالي كه گردنم به شدت خونريزي داشت ، به بيمارستان آمدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان كه اهل يكي از مناطق اطراف شيراز مي باشد، هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 11:56 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 25 ساله اي كه به دليل مشكلات روحي و رواني با ريختن نفت بر روي خودش اقدام به خودسوزي كرده بود به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز منتقل شد. برادر >علي اكبر< مصدوم اين حادثه در رابطه با علت و چگونگي اين حادثه به خبرنگار ما گفت : >علي اكبر< از سالها پيش كه ترك تحصيل كرده بود، دچار مشكلات روحي رواني بود، به گونه اي كه ما بارها او را در بيمارستانهاي مختلف به دليل همين مشكلات بستري كرديم . با تشخيص بيمارستان >ابن سينا< برادرم در اثر فكر كردن بر روي موضوعي دچار حواس پرتي شده است . >علي اكبر< معمولا_ تا زماني كه داروهايش را مصرف مي كرد، آرام و كم حرف بود، ولي از مدتي پيش كه دخترعمويم خودسوزي و فوت كرده بود بارها از خودسوزي با ما حرف مي زد. با وجود حرفهاي او هيچ كس به دليل مشكلات روحي و رواني او اين حرفها را جدي نمي گرفت . اين جوان 23 ساله همچنين افزود: بعدازظهر روز چهارشنبه حوالي ساعت 6/5 من از بيرون به خانه آمدم ، هنگامي كه وارد حياط شدم ، علي اكبر را در حياط خانه ديدم كه مطابق معمول حرف از خودسوزي مي زد. در عين ناباوري او مقداري نفت بر روي بدنش ريخت و كبريت زد. با شعله ور شدن بدن او، بلافاصله به سوي او دويدم و سعي كردم با كمك مادرم كه در آن هنگام در منزل بود، آتش را خاموش كنم تا اينكه بالاخره خودم بدن شعله ور برادرم را كه فرياد مي كشيد خاموش كردم و او را به بهداري نزديك روستايمان و از آنجا به شيراز آوريم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 25 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد با 71درصد سوختگي در نواحي مختلف بدنش ، هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري و تحت درمان مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 11:55 توسط حمیده |
|
|
مخالفت مادر با برنامه و تفريح دخترش ، جوان شيرازي را راهي بيمارستان كرد. مادر >منا< در رابطه با علت اين حادثه به خبرنگار ما گفت : رور گذشته دخترم از من خواست كه به او اجازه بدهم تا روز جمعه به همراه دوستانش به باغ برود. از آنجا كه شناخت كاملي از دوستانش نداشتم با اين برنامه مخالفت كردم و به اصرارهاي دخترم بي توجهي نمودم تا امروز صبح كه يكي از دوستان دخترم با من تماس گرفت و گفت كه >منا< سم خورده ، من با شنيدن اين جمله سريعا_ نزد دخترم رفتم و او را به بيمارستان بردم . اين زن جوان در ادامه افزود: وقتي علت را از دخترم جويا شدم ، گفت : براي جلب رضايت من با برنامه تفريحش اين كار را كرده است .او بعد از پايان امتحانش به داروخانه مي رود و مقداري سم حشره كش مي خرد و مقدار كمي از آن را مي خورد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر جوان 18 ساله ساعاتي در بيمارستان نمازي شيراز تحت نظر پزشكان بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 11:54 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 25 ساله اي كه در يكي از محلات شيراز قصد ميانجيگري در يك دعوا را داشت ، پولهايش توسط سه ناشناس دزديده و به وسيله ضربه چاقوي يكي از آنها زخمي شد. >سجاد< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : چهارشنبه شب به همراه 2 مرد ديگر با كاميون قصد داشتيم باري را كه از شهر ديگري زده بوديم در يكي از محله هاي شيراز به مقصد ببريم كه با سه مرد موتورسيكلت سوار روبه رو شديم . سرنشينان موتورسيكلت ، بر سر عبور از پل كوچه اي با ما بحث كردند. اين بحث و درگيري لفظي به زد و خورد تبديل شد و راننده كاميون با آنها درگير شده بود كه من به قصد ميانجيگري بين آنها قرار گرفتم . در همان موقع يكي از آن سه ناشناس به وسيله چاقويي كه در دست داشت به من ضربه عميقي زد. اين جوان افزود: اين مردان به وسيله و چوب ضرباتي هم به راننده زدند و مقدار 200 هزار تومان پول نقد كه همان روز به عنوان دستمزد دريافت كرده بودم به سرقت بردند و متواري شدند. مردم با مشاهده اين درگيري با اورژانس و پليس تماس مي گيرند، ولي اين سه مرد با موتورسيكلتشان فرار كردند. به گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 25 ساله كه اهل يكي از شهرهاي استان فارس مي باشد، به منظور درمان به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 11:53 توسط حمیده |
|
|
پسر نوجوان شيرازي به دنبال دعوا و درگيري لفظي با يكي از دوستانش با خوردن مقاديري مرگ موش اقدام به خودكشي كرد. برادر >اسحاق < در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : سه شنبه شب ، هنگامي كه >اسحاق < مطابق هميشه از سر كار به خانه بازگشت اصلا_ وضعيت جسمي خوبي نداشت و مرتبا_ حالت تهوع داشت . از آنجا كه >اسحاق < پسر آرام و بي دردسري است به چيزي شك نكرديم تا اينكه صبح روز بعد به دليل حال بد >اسحاق < او را به كلينيك برديم و در آنجا او گفت كه شب گذشته مقداري مرگ موش خوردم . اين نوجوان شيرازي در رابطه با علت اين حادثه به خبرنگار ما گفت : شب حادثه >اسحاق < با يكي از دوستانش بر سر شكستن دوچرخه دوستش دعوايشان مي شود و >اسحاق < از ترس اينكه در خانه با او دعوا نكنيم و او را كتك نزنيم بدون اينكه مشكل به وجود آمده را با ما درميان بگذارد به عطاري رفته و مرگ موش مي خرد و قبل از آمدن به خانه آن را مي خورد. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين نوجوان 16 ساله شيرازي هم اكنون در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز تحت درمان و بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 11:52 توسط حمیده |
|
|
جوان 21 ساله اي كه بر اثر بي احتياطي ، حين جوشكاري با انفجار مخزن گازوييل دچار سوختگي شده بود، به بيمارستان قطب الدين شيراز منتقل شد. >مصطفي < مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز سه شنبه مي خواستم در محل كارم كه يك مكانيكي است ، يك مخزن را كه چند سوراخ كوچك داشت جوشكاري كنم . به همين منظور مقداري گازوييل در مخزن ريختم تا محل سوراخ ها مشخص شود و مشغول جوشكاري شدم . بعد از گذشت چند دقيقه در حالي كه همچنان مشغول كار بودم ناگهان منبع منفجر شد. >مصطفي < افزود: بالارفتن حرارت به دليل گرماي توليدشده ناشي از جوشكاري باعث منفجرشدن مخزن مملو از گازوييل شد. همزمان با من 2 نفر ديگر هم در مكانيكي حضور داشتند ولي آنها آسيب نديدند. با انفجار مخزن و توليد آتش ، دست ها و قسمت هايي از بدنم دچار سوختگي شد. با كمك يكي از مغازه داران اطراف ، مرا ابتدا به بيمارستان يكي از به شيراز منتقل كردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 16:35 توسط حمیده |
|
|
جوان 19 ساله اي كه به علت اختلاف با خانواده اش با خوردن مقاديري قرص و قطع رگ دستش اقدام به خودكشي كرده بود، به بيمارستان نمازي شيرازمنتقل شد. >وحيد< مصدوم اين حادثه ، به خبرنگار ما گفت : من از كودكي كه درس را رها كردم به كار بنايي مشغول شدم ، وضعيت مالي خانواده هفت نفره ما متوسط است ولي از كودكي به اجبار خانواده ، كار مي كردم . با وجود اين كه مثل يك فرد بزرگسال كار مي كردم و منبع درآمدي براي خانواده بودم ، رفتار مادرم با من اصلا_ خوب نبود، هميشه به بهانه هاي مختلف مرا تحقير مي كرد. اين رفتارهاي مادرم در روحيه من بسيار تاءثير داشت . با وجود اين كه دوستان سالم و خوبي دارم ، مادرم هميشه نسبت به رفتار من و رفت و آمدهايم شك داشت و مي گفت ، تو دود مصرف مي كني و تلاشهاي من براي قانع كردن او ثمري نداشت . اين جوان شيرازي افزود: از سوي ديگر، من از كودكي به يكي از دختران فاميل علاقه مند بودم . اين علاقه به حدي بود كه پس از سالها او را به عنوان شريك زندگي ام انتخاب كردم ولي خانواده به شدت مخالفت كردند و به هيچ عنوان راضي به ازدواج ما نشدند. وي اضافه كرد: قبلا_ نيز يك بار به خاطر دختر مورد علاقه ام زندان رفتم و دليل آن اين بود كه يك روز هنگامي كه در پارك چند جوان رهگذر به او متلك گفته بودند من آنها را با قمه زخمي كردم . به همين دليل با شكايت آن افراد به زندان افتادم ولي حتي اين مساءله از علاقه من نسبت به او كم نكرد. >وحيد< همچنين افزود: با توجه به اين مشكلاتي كه در زندگي دارم دوشنبه شب به دنبال يك اختلاف و بحث با مادرم تصميم به خودكشي گرفتم . حوالي ساعت 10/5 شب ، هنگامي كه با مادرم بحث كردم او در مقابل دوستانم به من سيلي زد و من در يك لحظه با عصبانيت برروي مادرم دست بلندكردم . بعد از اين بحث و درگيري با موتورسيكلت يكي از دوستانم از خانه بيرون آمدم . در بين راه بارها از اين كار خودم خجالت كشيدم و درحالي كه كاملا_ نااميد بودم تصميم به خودكشي گرفتم . به همين منظور با شيشه شكسته چند ضربه به دست و بدنم زدم و حتي يك ضربه چاقو به شكمم نيز زدم . در آخر رگ دستم را زدم تا اين كه يكي از دوستانم مرا ديد و متوجه اين وضعيت شد و سريع مرا به درمانگاه رساند. پس از بازگشت از درمانگاه با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي دوباره كردم كه بار ديگر دوستم مرا به بيمارستان رساند و از مرگ نجات داد. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 19 ساله شيرازي هم اكنون به منظور درمان در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 15:5 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان 23 ساله اي كه در يك درگيري ، به وسيله چاقو زخمي شده بود، به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد. >حسين < مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : دوشنبه شب ، به همراه دوتن از دوستانم در كنار يكي از ميدان هاي شهرمان نشسته بوديم و مشغول صحبت كردن بوديم . در همان موقع متوجه يك درگيري در نزديكي ميدان شديم . من افرادي را كه در درگيري حضور داشتند، مي شناختم به همين دليل به قصد ميانجي گري به نزد آنها رفتم . اين جوان همچنين افزود: وقتي به نزديكي آنها رفتم متوجه وضعيت غيرعادي آنها شدم . به احتمال خيلي زياد آنها مشروب مصرف كرده و مست بودند. در اين درگيري يكي از آن افراد كه به خودش چند ضربه چاقو هم زده بود به سمت من آمد و ضربه چاقويي به سمت چپ سينه من زد. در اين درگيري چند فرد ديگر نيز زخمي شدند. من هم بعد از اصابت يك ضربه چاقو به بهداري شهرمان رفتم و از آنجا به شيراز انتقال يافتم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين جوان 23 ساله كه اهل يكي از شهرستانهاي اطراف شيراز مي باشد، هم اكنون در بيمارستان نمازي شيراز بستري است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 15:4 توسط حمیده |
|
|
پاي نوجوان 13 ساله اي در حين كار در مزرعه ، لاي يكي از دستگاه هاي كشاورزي رفت و دچار آسيب شد. برادر >علي < مصدوم حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : شب قبل از حادثه حوالي ساعت 9 شب برادرم به همراه چندتن از بستگانمان برروي زمين مشغول كار بود. هنگامي كه >علي < قصد داشت دستگاه وسط بند را به تراكتور و دستگاه گاردون وصل كند، دچار اين حادثه شد. با وجود سال ها تجربه اي كه >علي < در زمينه كار با تراكتور و دستگاه هاي كشاورزي دارد آن شب بر اثر بي احتياطي ، در يك لحظه پاي او ميان دستگاهي گير كرده و به شدت آسيب ديده است . اين مرد جوان همچنين افزود: خوشبختانه >علي < خيلي سريع پاي خود را عقب كشيده و از يك اتفاق جبران ناپذير جلوگيري مي كند. به دنبال اين اتفاق ، برادرم را به بيمارستان شهرستانمان و از آنجا به شيراز انتقال داديم . گزارش خبرنگار ما حاكي است اين نوجوان 13 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد و از ناحيه پا دچار شكستگي و قطع رگ شده است و هم اكنون به منظور درمان در بيمارستان نمازي شيراز به سر مي برد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 15:2 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان شيرازي كه با خوردن مقاديري قرص طي يك ماه سه بار اقدام به خودكشي كرده بود، با تلاش خانواده از مرگ حتمي نجات يافت . مادر >محسن < در رابطه با علت خودكشي پسرش به خبرنگار ما گفت : خانواده ما از نظر وضعيت مالي در حد متوسط مي باشد. از مدت ها پيش هنگامي كه >محسن < كلاس اول دبيرستان بود، درس را براي يافتن شغلي رها كرد. از آن زمان تاكنون به كار نقاشي ساختماني مشغول است . با وجود اين كه >محسن < ظاهرا_ اعتراضي به درآمد كم خودش نداشت ولي از صحبت هايي كه او با ديگران داشت ، فهميدم ، از نداشتن وضعيت مالي مناسب و امكانات رفاهي گله مند است . مادر اين جوان 24 ساله شيرازي همچنين افزود: با وجود اصرارهاي مكرر ما براي ازدواج ، او هر بار عدم امكانات مالي مناسب را بهانه مي كرد. مشكل مالي ، تا حد زيادي او را تحت تاءثير قرار داده بود به گونه اي كه طي يك ماه گذشته سه بار اقدام به خودكشي كرد. علي رغم صحبت هاي من و قولي كه داده بود، نيز او بار ديگر مقداري قرص خواب آور به منظور خودكشي خورد و به دنبال خوردن قرص ها >محسن < به خواب عميقي فرو رفته بود، تا اين كه حوالي ساعت 2 نيمه شب متوجه وضعيت غيرعادي او در خواب شدم . صداهاي عجيب و چهره و كبود او گواه خبر بدي برايم بود. با ديدن اين صحنه بلافاصله با اورژانس تماس گرفتيم ، در آن شرايط به گفته و پزشك معالج اگر نيم ساعت ديرتر متوجه اين موضوع مي شديم ، احتمال فوت پسرم زياد بود. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 24 ساله شيرازي پس از انتقال به بيمارستان شهيدفقيهي شيراز به منظور درمان در آنجا بستري شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 20:40 توسط حمیده |
|
|
درگيري ميان مرد 53 ساله شيرازي با فروشنده ميوه بر سر 100تومان پول ، حادثه آفريد. >اسد< مصدوم اين حادثه ، به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز جمعه حوالي ساعت 7 به دروازه كازرون رفته بودم و مي خواستم مقداري ميوه بخرم ، به همين منظور به مغازه ميوه فروشي رفتم و تقاضاي يك كيلو گيلاس به قيمت 700 تومان كردم . بعد از اينكه مرد فروشنده ميوه را در پلاستيك ريخت ، فهميدم فقط 600 تومان پول به همراه دارم به همين دليل از او خواستم كه به اندازه پولم به من ميوه بدهد. اين مرد افزود: بعد از چند دقيقه با گشتن جيب هايم 100تومان ديگر يافتم و از فروشنده خواستم كه ميوه اضافي را خالي نكند، تقاضاهاي مكرر من باعث عصبانيت فروشنده شد و شروع به گفتن ناسزا كرد. اين موضوع ابتدا باعث درگيري لفظي و سپس كتك كاري بين ما شد. ضربه هاي متعدد مشت و لگد از سوي فروشنده به پهلو و >كبد< من كه از قبل مشكل داشت و قصد داشتم به زودي پيوند كبد انجام بدهم ، باعث شد در بيمارستان بستري شوم . اين مرد 54 ساله شيرازي همچنين گفت : به دنبال اين درگيري ، با استمداد از پليس ، فروشنده مذكور دستگير شد و هم اكنون در بازداشت به سر مي برد. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين مرد شيرازي هم اكنون به منظور درمان در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 16:48 توسط حمیده |
|
|
دختر جوان 21ساله اي كه به وسيله چراغ توري روشن دچار سوختگي شده بود، به بيمارستان سوانح سوختگي شيراز منتقل شد. >سهيلا< مصدوم اين حادثه ، در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : ساعت 11 شنبه شب با خانواده نشسته بوديم و هركس مشغول كار خودش بود از آنجا كه ما در روستا زندگي مي كنيم و امكانات برق كشي نداريم براي روشنايي از چراغ توري استفاده مي كنيم . آن شب هم چراغ توري روشن در كنار من قرار داشت همزمان مشغول بادزدن خودم بودم و جريان هوا ناشي از باد زدن باعث پخش شدن شعله آتش مي شد. اين دختر 21 ساله افزود: در يك لحظه شعله آتش به لباسم سرايت كرد و هول شدن من و ريختن نفت داخل چراغ بر روي لباسم باعث شعله ور شدن لباسم شد. با صداي فريادهاي كمك ، كمك من مادرم بلافاصله يك منبع آبي را كه در همان نزديكي قرار داشت بر روي من ريخت و آتش را خاموش كرد خانواده ام پس از خاموش كردن آتش با كمك عمويم مرا به بيمارستان رساندند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر جوان كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد با 52 درصد سوختگي از ناحيه دست ها و پاها هم اكنون به منظور درمان در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 16:47 توسط حمیده |
|
|
زن 32 ساله اي كه براثر بي احتياطي با مقاديري نفت دچار سوختگي شده بود به بيمارستان قطب الدين شيراز منتقل شد. >حميرا< مصدوم اين حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع حادثه فوق به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز شنبه ، به دليل فوت برادرم ، مراسم ختمي در منزل برپا بود، به همين منظور درگوشه اي از حياط آتشي براي تهيه زغال قليان و چاي آماده كرده بوديم . من نيز در مراسم ختم ، بايد براي ميهمانان چاي و قليان آماده مي كردم حوالي ساعت 7 هنگامي كه براي آماده كردن قليان به آن گوشه از حياط رفته بودم ، ناگهان گالن 5 كيلويي پر از نفت بر روي دامنم ريخت اين زن جوان كه اهل يكي از شهرستانهاي فارس مي باشد، در ادامه افزود: به دنبال ريختن نفت بر روي دامنم ، آتشي كه روي زمين براي تهيه زغال و چاي بود به دامنم سرايت كرد و در يك لحظه آتش همه لباسم را در برگرفت . با فريادهاي من برادرم به سرعت خودش را به من رساند و سعي كرد كه به وسيله پتو بدن شعله ور مرا خاموش كند. بعد از گذشت چند دقيقه ، بالاخره با پيچاندن پتو به دور بدنم ، آتش خاموش شد. پس از خاموش كردن آتش ابتدا مرا به بيمارستان شهرستانمان و از آنجا به شيراز آوردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين زن 32 ساله كه از نواحي دستها و پاها و صورت به شدت سوخته هم اكنون در بيمارستان سوانح سوختگي شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 16:47 توسط حمیده |
|
|
دختر جوان شيرازي كه با خوردن مقاديري قرص اقدام به خودكشي كرده بود با تلاش خانواده از مرگ حتمي نجات يافت . مادر >نازنين < در رابطه با اين حادثه گفت : ساعت 7/5 صبح روز شنبه متوجه رفتار غيرعادي دخترم شدم ، او در حاليكه تعادل نداشت و مرتب به در و ديوار مي خورد راه مي رفت .از اين رو به او شك كردم و وقتي كه دقت كردم متوجه بسته هاي خالي قرص در كنار تخت او شدم و فهميدم كه >نازنين < قصد خودكشي داشته ، به همين دليل فورا_ او را به بيمارستان رسانديم ، با صحبتي كه با دخترم كردم فهميدم 10دقيقه پيش تعدادي قرص خواب آور مصرف كرده بود. مادر >نازنين < در رابطه با علت خودكشي دخترش گفت : دخترم شب پيش در آخرين لحظاتي كه بيدار بود با نامزدش تلفني صحبت مي كرد. از آنجا كه آنها همديگر را عاشقانه دوست دارند، گمان مي كنم صحبتي كه دخترم با نامزدش داشته موجب ناراحتي وي شده و همين موضوع عامل اصلي خودكشي دخترم باشد. از طرفي به دليل شاغل بودن دخترم و حقوق كم وي ، فشار روحي هم داشت . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين دختر جوان شيرازي هم اكنون در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 16:44 توسط حمیده |
|
|
نشت گاز و انفجار در آشپزخانه ، زن 32 ساله اي را روانه بيمارستان كرد. شوهر >معصومه < مصدوم اين حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : ساعت 11 صبح پنجشنبه گذشته ، همسرم در خانه مشغول تهيه غذا بود كه اين اتفاق افتاد، در آن لحظه من در خانه نبودم ، چند ثانيه بعد از وقوع اين حادثه در حالي كه هنوز شعله هاي آتش از پنجره آشپزخانه ديده مي شد، رسيدم . نشت گاز از كپسول و پخش شدن آن در هوا، باعث ايجاد انفجار و حريق در آشپزخانه شده بود. اين مرد جوان افزود: با ورود به خانه و مشاهده اين صحنه و فريادهاي همسرم به سرعت به سمت آشپزخانه دويدم ، ولي با در بسته مواجه شدم ، شدت انفجار باعث بسته شدن در آشپزخانه از پشت شده بود، به همين دليل شيشه در آشپزخانه را با مشت شكستم و در را باز كردم ، در آن لحظه با استفاده از منبع آبي كه در آن نزديكي بود آتش و بدن شعله ور همسرم را خاموش كردم و او را به بيمارستان شهرمان رساندم ولي به علت سوختگي شديد همسرم ، او را به شيراز منتقل كردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين زن جوان با 71 درصد سوختگي در ناحيه دست ها، پاها و بدن ، به منظور درمان در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 21:22 توسط حمیده |
|
|
نشت گاز و انفجار در آشپزخانه ، زن 32 ساله اي را روانه بيمارستان كرد. شوهر >معصومه < مصدوم اين حادثه ، در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : ساعت 11 صبح پنجشنبه گذشته ، همسرم در خانه مشغول تهيه غذا بود كه اين اتفاق افتاد، در آن لحظه من در خانه نبودم ، چند ثانيه بعد از وقوع اين حادثه در حالي كه هنوز شعله هاي آتش از پنجره آشپزخانه ديده مي شد، رسيدم . نشت گاز از كپسول و پخش شدن آن در هوا، باعث ايجاد انفجار و حريق در آشپزخانه شده بود. اين مرد جوان افزود: با ورود به خانه و مشاهده اين صحنه و فريادهاي همسرم به سرعت به سمت آشپزخانه دويدم ، ولي با در بسته مواجه شدم ، شدت انفجار باعث بسته شدن در آشپزخانه از پشت شده بود، به همين دليل شيشه در آشپزخانه را با مشت شكستم و در را باز كردم ، در آن لحظه با استفاده از منبع آبي كه در آن نزديكي بود آتش و بدن شعله ور همسرم را خاموش كردم و او را به بيمارستان شهرمان رساندم ولي به علت سوختگي شديد همسرم ، او را به شيراز منتقل كردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين زن جوان با 71 درصد سوختگي در ناحيه دست ها، پاها و بدن ، به منظور درمان در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 21:19 توسط حمیده |
|
|
دانش آموز 18 ساله شيرازي كه حين بازگشت از امتحان توسط فردي به وسيله كمربند زخمي شده بود روانه بيمارستان شد. >منصور< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 10 صبح ، وقتي كه داشتم از مدرسه بازمي گشتم در نزديكي خانه مان متوجه 5 نفر شدم كه جلوتر از من در حال عبور از خيابان ابيوردي بودندو اين افراد در حالي كه با يكديگر صحبت مي كردند، همچنان به راه خود ادامه مي دادند، صحبت هاي اين افراد پس از گذشت چند دقيقه به يك مشاجره لفظي تبديل شد. اين نوجوان شيرازي افزود: هنگامي كه من بي اعتنا به اين مشاجره لفظي قصد داشتم از كنار آنها عبور كنم ، ناگهان يكي از آنها به وسيله كمربندي كه در دست داشت ، به شدت بر سر من كوبيد و 2 ضربه پي درپي به من زد اين ضربه ها باعث شكستن سر من شد. آن چند نفر با ديدن سرخونين من پابه فرار گذاشتند. >منصور< همچنين گفت : يكي از اين افراد را مي شناسم و احتمال مي دهم به دليل اختلاف قبلي با من ، دست به اين كار زده است چون من نقشي در اين ماجرا و بحث لفظي آن روز نداشتم و فقط در حال عبور از آنجا بودم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين نوجوان شيرازي ، كه از ناحيه سر دچار آسيب شده بود، پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز تحت درمان قرار گرفت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 21:18 توسط حمیده |
|
|
جوان 25 ساله اي حين نصب پلاكارد تبليغاتي مربوط به انتخابات بر روي ستون چراغ برق دچار برق گرفتگي و سوختگي شد. >امين < مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 2 نيمه شب شنبه به همراه 4 نفر از دوستانم مشغول نصب پلاكاردهاي تبليغاتي مربوط به انتخابات بوديم كه اين حادثه رخ داد. هنگامي كه براي نصب پلاكاردي به بالاي ستون چراغ برقي در يكي از مناطق اطراف شيراز رفته بودم ، براي يك لحظه بدون توجه به سيم هاي برق دچار برق گرفتگي شدم . در آن شرايط براي مدت زمان ده دقيقه اصلا_ متوجه نشدم كه چه اتفاقي برايم افتاده ، عبور برق از بدنم ، مرا در يك حالت مانند بيهوشي فرو برده بود. اين جوان در ادامه افزود: از آنجا كه من در بالاي ستون چراغ برق به همان حالت مانده بودم ، دوستانم متوجه وقوع اين حادثه شدند و مرا با احتياط از بالاي ستون پايين آوردند و به بيمارستان رساندند. گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان 25 ساله كه اهل يكي از شهرستانهاي فارس مي باشد، هم اكنون با 22درصد سوختگي به منظور درمان در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 21:17 توسط حمیده |
|
|
زن 40 ساله اي به دنبال اختلاف با دخترش و ناراحتي هاي روحي با خوردن مقاديري مرگ موش اقدام به خودكشي كرد. اين زن كه اهل يكي از شهرستانهاي فارس مي باشد در رابطه با علت خودكشي اش به خبرنگار ما گفت : يك سال پيش پسر برادرم از دخترم خواستگاري كرد در آن زمان او 17 ساله بود و مخالفتي با اين وصلت نداشت با گذشت چند ماه از اين ماجرا خانواده برادرم هديه هاي مختلفي براي وي به نشانه نامزدي آوردند و از آن هنگام دخترم بناي مخالفت را گذاشت و به هيچ عنوان رضايتي براي انجام عقد نشان نمي داد. ابتدا تلاش كردم با صحبت كردن وي را قانع كنم چون پسر برادرم از هر لحاظ خوب بود ولي او همچنان روي حرف خودش پافشاري مي كرد. وقتي علت را جويا شدم ، گفت هيچ علاقه اي به پسر برادرم ندارد. با ديدن مخالفت دخترم براي اينكه در مقابل برادرم شرمنده نباشم تصميم به خودكشي گرفتم . شوهر اين زن نيز به خبرنگار ما گفت : همسرم چهار روز بعد از ازدواج اولش شوهرش را از دست داده و پس از آن دچار ناراحتي روحي شده بود و تحت نظر پزشك بود. تحت تاءثير اين موضوع هر مشكلي كه پيش مي آيد به خودكشي فكر مي كند. چندي پيش نيز به خاطر فوت برادرش دست به خودكشي زده اين بار هم با توجه به مخالفت دخترم با خوردن مرگ موش اقدام به خودكشي كرد، كه با هوشياري خانواده و رساندن به موقع به بيمارستان از مرگ وي جلوگيري كرديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين زن 40ساله پس از انتقال به بيمارستان شهيد فقيهي شيراز به منظور درمان در آنجا بستري شد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 15:41 توسط حمیده |
|
|
كودك 6 ساله اي كه براثر بي احتياطي ، به وسيله آب جوش دچار سوختگي شده بود، روانه بيمارستان شد. مادر >اميد< در همين رابطه گفت : ساعت 5/5 بعدازظهر روز چهارشنبه به حياط خانه مان رفته بودم و مشغول شستن سبزي بودم كه يك دفعه صداي فرياد پسرم >اميد< را شنيدم . با عجله به داخل ساختمان دويدم و متوجه شدم كه >اميد< در آشپزخانه و به وسيله آب جوش سوخته است . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين كودك 6 ساله كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد با 23 درصد سوختگي به منظور درمان در بيمارستان قطب الدين شيراز بستري شد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 15:39 توسط حمیده |
|
|
دختر جوان 27 ساله اي كه حين روشن كردن آتش ، دچار حادثه شده بود به بيمارستان سوانح و سوختگي شيراز منتقل شد. >فاطمه < مصدوم اين حادثه در رابطه با نحوه سوختن خود به خبرنگار ما گفت : در روز حادثه ساعت 7 صبح قصد داشتم مقداري هيزم را براي گرم كردن آب حمام روشن كنم از آنجا كه خانه ما قديمي است مجبور به استفاده از هيزم براي روشن كردن آتش و گرم كردن آب هستيم به همين منظور مقداري نفت بر روي هيزم ها ريختم و آتش را روشن كردم . براثر بي احتياطي آتش برافروخته به لباسم سرايت كرد و در يك لحظه آتش همه بدنم را دربرگرفت . اين دختر جوان در ادامه افزود: با فريادهاي من ، مادر و زن برادرم متوجه حادثه شدند و به حياط آمدند در آن لحظه زن برادرم با استفاده از آب پرفشاري كه آنجا بود، آتش را خاموش كرد. با همه تلاش آنها، مقداري طول كشيد تا آتش خاموش شد و همين مساءله باعث سوختن پاها و دست و شكمم شد. به دنبال اين حادثه ، مرا به بيمارستان شهرستاني كه نزديك روستايمان بود بردند و از آنجا به شيراز منتقل كردند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر جوان كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد، با 38درصد سوختگي در بيمارستان قطب الدين شيرازي بستري و تحت درمان است . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 15:38 توسط حمیده |
|
|
دختر نوجوان 16 ساله عشاير كه در حين پختن نان دچار سوختگي شديد شده بود به بيمارستان منتقل شد. يكي از بستگان >گلنوش < در رابطه با چگونگي اين حادثه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر چهارشنبه ، >گلنوش < در محل استقرار چادرهاي عشايري مان در اطراف شيراز مشغول پختن نان بود كه اين حادثه برايش اتفاق افتاد. در يك لحظه آتش به لباسهاي او سرايت كرد و لباسش آتش گرفت با فريادهاي >گلنوش < مادر و دو خواهر وي كه در همان نزديكي بودند متوجه بدن شعله ور آتش او مي شوند و سعي مي كنند او را خاموش كنند. علي رغم همه تلاش هاي مادر و خواهران >گلنوش < مدتي طول كشيد تا آتش خاموش شود و همين امر موجب سوختگي شديد او شده است . اين مرد در ادامه گفت : بلافاصله پس از خاموش كردن بدن شعله ور >گلنوش < به كمك فردي كه در همان نزديكي پيكان بار داشت او را به بيمارستان سوانح و سوختگي شيراز رسانديم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين دختر نوجوان عشاير با 99درصد سوختگي از تمام نواحي بدن ، هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز به سر مي برد، پزشكان حال عمومي وي را بسيار وخيم گزارش كرده اند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 15:37 توسط حمیده |
|
|
جوان 28 ساله اي كه براثر بي احتياطي پاهايش به وسيله نفت سوخته بود، به بيمارستان قطب الدين شيراز منتقل شد. >عليرضا< مصدوم اين حادثه در رابطه به چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : دوشنبه شب ، حوالي ساعت 8/5 هنگامي كه در منزل به همراه همسر و فرزندم بوديم ، تصميم گرفتم اجاق خوراك پزي مان را كه خالي از نفت شده بود پركنم ، از آنجا كه در منطقه گاز لوله كشي وجود ندارد مجبور به استفاده از اجاق خوراك پزي نفتي هستيم . هنگامي كه مي خواستم نفت را درون اجاق بريزم بدون آن كه متوجه شوم ، مقداري نفت بر روي شلوارم ريخته بود. اين مرد جوان در ادامه افزود: از آنجا كه شعله اجاق روشن بود و من در نزديكي اجاق ايستاده بودم ناخواسته آتش به شلوارم سرايت كرد و يكدفعه شعله هاي آتش پاهايم را در برگرفت . علي رغم تلاش همسرم كه سعي داشت با ريختن آب ، آتش را خاموش كند، مدتي طول كشيد كه آتش با غلت زدن خودم بر روي زمين خاموش شد و در همين مدت دو پاي من به شدت سوخت . >علي رضا< همچنين گفت : پس از خاموش كردن آتش با تلاش يكي از همسايگان به بيمارستان شهر خودمان و از آنجا به شيراز منتقل شدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان 28 ساله كه اهل يكي از شهرستان هاي استان فارس مي باشد با 36 درصد سوختگي از ناحيه دوپا، هم اكنون در بيمارستان قطب الدين شيراز تحت درمان و بستري مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 11:59 توسط حمیده |
|
|
دو جوان شيرازي كه توسط چند مهاجم ناشناس به وسيله چاقو مورد ضرب و جرح قرار گرفته بودند به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شدند. >سهيل < يكي از مصدومان اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 11 به همراه دوستم سوار بر خودرو خودمان در حال عبور از بولوار چمران شيراز بوديم كه ناگهان 4 موتورسيكلت به جلو خودرومان پيچيدند. با اين كار آنها، ما مجبور به متوقف كردن خودرو شديم . به محض توقف خودرو اين افراد كه احتمال مي دهم 8 نفر بودند، با چاقو و قمه به سمت ما آمدند و شروع به كتك زدن كردند. اين جوان شيرازي در ادامه افزود: به دنبال حمله اين افراد ما نيز براي دفاع از خود، به وسيله چماق با آنها درگير شديم ، بعد از مدتي اين افراد ما را رها كردند و رفتند از آنجا كه ضربه چاقوي اين افراد گردن دوستم را زخمي كرده بود و پهلوي خودم نيز با چاقوي آنها شكافته شده بود با تلاش خودمان ابتدا به درمانگاه و از آنجا به بيمارستان آمديم . سهيل در رابطه با علت وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : اين افراد ناشناس بودند ولي من احتمال مي دهم آنها به دليل دشمني قبلي و اختلاف به سراغ ما آمده بودند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، دوست اين جوان شيرازي به دليل زخم ايجاد شده در ناحيه گردن و خونريزي در بيمارستان نمازي شيراز بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 11:58 توسط حمیده |
|
|
جوان 19 ساله اي كه به دليل دوجنسي بودن و مشكلات به وجود آمده ناشي از آن با خوردن 200 قرص اقدام به خودكشي كرده بود با تلاش دوستانش از مرگ حتمي نجات يافت . >ماني < در حالي كه در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز تحت درمان بود، به خبرنگار ما گفت : از كودكي به متفاوت بودن خودم نسبت به كودكان هم سن و سال پي بردم ، علي رغم اينكه ظاهرا_ مجبور به پوشيدن لباسهاي پسرانه بودم ، در خود صفات دخترانه زيادي مي ديدم . خانواده هم به اين مساءله پي برده بودند ولي نمي خواستند آن را باور كنند. كمي كه بزرگتر شدم با انجام آزمايشات از دختر بودن خودم با 75درصد هورمون زنانه اطمينان پيدا كردم . از همان موقع مشكلات من با خانواده شروع شد. برخورد پدر و مادر و خواهرم با من بسيار توهين آميز بود، آنها نمي خواستند واقعيت را قبول كنند و مرا مايه ننگ خودشان مي دانستند. بر سر اين مساءله با من دعوا داشتند و حتي از خانه بيرونم كردند. من با فهميدن اين موضوع قلبا_ به اينكه دختر باشم راضي بودم و براي حل اين مشكل نيازمند انجام يك سري عمل جراحي و هورمون درماني بودم . وقتي كه به خانواده گفتم مي خواهم تحت عمل جراحي قرار بگيرم و دختر شوم ، آنها به شدت مرا تحقير كردند و از خانه راندند. اين جوان در ادامه افزود: از چهار سال پيش ، خودم دنبال كارهاي مربوط به تغيير جنسيتم بودم و به مراجع مختلفي به منظور درمان مراجعه كردم ، ولي با وجود تاءييد پزشك قانوني و نامه هاي مختلف از سازمانها، خودم به تنهايي قادر به پرداخت هزينه سنگين اين عمل جراحي نبودم ، از طرفي خانواده ام با وجود تمكن مالي هرگز به انجام اين كار رضايت نمي دادند. برخورد خانواده و مردم خارج از منزل مرا به شدت تحت تاءثير قرار داد، به گونه اي كه راهي جز مرگ براي خودم نمي ديدم . اين جوان با ظاهري پسرانه در ادامه سخنانش گفت : حتي به خاطر اين مساءله يك ماه مرا در بيمارستان رواني تهران بستري كردند. بعد از آن بود كه به شيراز آمدم و با چند تن از دوستانم كه با من هم درد بودند و همگي به خاطر دوجنسي بودن از خانواده طرد شده بوديم ، زندگي كردم ، ولي تمام اين مدت تنها راه حلي كه براي مشكلم يافتم ، خودكشي بود. چون فكر مي كنم براي افرادي چون ما كه نه جايگاهي در خانواده و نه جايگاهي در بين مردم داريم و همواره مشكل هويتي را به دنبال خود مي كشيم ، راهي جز مرگ در پايان وجود ندارد. >ماني < افزود: در اين اواخر با دوستانم تصميم گرفته بوديم با فروش كليه مان هزينه عمل جراحي را تاءمين كنيم ، ولي حتي با فروش كليه ، فقط مقدار اندكي از هزينه عملمان تهيه مي شد و آن نيز جوابگو نبود. هجوم اين افكار و مشكلات به وجود آمده باعث شده تاكنون چهار بار اقدام به خودكشي كنم . گزارش خبرنگار ما حاكيست اين جوان كه هم اكنون ساكن شيراز مي باشد پس از مصرف 200 قرص به قصد خودكشي ، با تلاش دوستانش و انتقال وي به بيمارستان شهيد فقيهي شيراز از مرگ حتمي نجات يافت .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 12:25 توسط حمیده |
|
|
اختلاف خانوادگي ، جوان 30 ساله شيرازي را كه با خوردن مقاديري قرص ترك اعتياد و الكل صنعتي اقدام به خودكشي كرده بود، روانه بيمارستان كرد. >اكبر< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : امروز صبح پس از اينكه آخرين تلاش هايم را براي حل مشكلي كه با خانواده ام داشتم انجام دادم و نتيجه اي نگرفتم ، تصميم گرفتم خودم را بكشم . به همين منظور مقداري قرص ترك اعتياد كه از 14 روز پيش به منظور ترك اعتيادم تهيه كرده بودم خوردم و از آنجا كه در محيط كار دوستم مقداري الكل صنعتي وجود داشت ، ربع ساعت بعد، يك ليوان الكل صنعتي هم خوردم . اين مرد در ادامه گفت : بعد از خوردن قرص ها و الكل ، حالم بد شد، دوستم هم كه تازه آمده بود متوجه شد و فورا_ مرا به بيمارستان رساند. گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين مرد شيرازي پس از انتقال به بيمارستان به منظور درمان در آنجا بستري شد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 12:23 توسط حمیده |
|
|
پسر جواني كه در شيراز توسط سه مرد با ضربات متعدد چاقو، زنجير و آجر به شدت مجروح شده بود، پس از انتقال به بيمارستان از مرگ حتمي نجات يافت . >پژمان < مصدوم اين حادثه ، در رابطه با علت و چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : يكشنبه شب يكي از اقوام كليد باغم را كه در يكي از مناطق شمالي شيراز قرار دارد از من خواست من هم با اعتماد كامل كليد را به وي دادم . حوالي ساعت 10 شب به باغ رفتم . در آنجا سه مرد جوان را ديدم كه هر سه از آشنايان پسر فاميلمان بودند. وقتي كه وارد جمع آنها شدم متوجه شدم آن سه مرد مشروب خورده اند و حالت عادي ندارند. با مشاهده اين وضع از آن ها خواستم باغ را ترك كنند. خيلي دوستانه خواسته ام را مطرح كردم ، اما آنها با حالتي پرخاشگرانه اعتراض كردند و به من و دوستم حمله ور شدند. اين پسر جوان شيرازي افزود: اين سه مرد در همان حالت مستي به وسيله يك بيل ضربه اي به سر دوستم زدند و به وسيله و آجر ضربه هاي متعددي به من وارد كردند، يكي از آنها هم به وسيله چاقو چند ضربه به سر و بدن من زد. به دليل ضربات متعدد چاقو و زنجير و آجر و خونريزي شديد هنگامي كه به سر خيابان نزديك باغم رسيدم از هوش رفتم . >پژمان < در ادامه صحبت هايش گفت : از آنجا كه آن سه نفر را خوب مي شناسم و آنها باعث بوجود آمدن اين حادثه شدند از هر سه نفرشان شكايت كردم كه در حال پيگيري است . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، جوان مزبور هم اكنون در بيمارستاني در شيراز بستري و تحت درمان مي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 12:22 توسط حمیده |
|
|
مرد 50 ساله اي كه قصد داشت با ميانجي گري ، دعوايي را خاتمه دهد با شليك گلوله روانه بيمارستان شد.
پسر >محمد< مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : بعدازظهر روز دوشنبه حوالي غروب ميان دوتن از بستگانمان درگيري لفظي و دعوا رخ داد. اين بحث كه در يكي از كوچه هاي نزديك خانه مان رخ داده بود به گوش پدرم نيز رسيد. پدرم هم به منظور ميانجي گري به محلي كه دعوا شده بود رفت ، بعد از چند دقيقه كه پدرم سعي داشت آن دو را آرام كرده و قضيه را فيصله دهد از سوي يكي از آن افراد به وسيله اسلحه اي كه به همراه داشت با شليك گلوله زخمي شد.
اين پسر جوان كه اهل يكي از روستاهاي استان فارس مي باشد درباره علت وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : فرد ضارب از دوسال پيش با پدرم به دليل مسايل كاري اختلاف داشت ، من احتمال مي دهم همين اختلاف باعث به وجود آمدن اين حادثه شده است .
اين مرد در ادامه افزود: فرد ضارب پس از شليك گلوله به پاسگاه منطقه مان منتقل شد. وي در آنجا شليك گلوله را به سوي پدرم پذيرفت .
گزارش خبرنگار ما حاكي است اين مرد 50 ساله كه با شليك يك گلوله از ناحيه معده و ريه دچار آسيب شده بود پس از انتقال به بيمارستان نمازي شيراز مورد عمل جراحي قرار گرفت .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 11:38 توسط حمیده |
|
|
جوان 20 ساله شيرازي كه توسط 15 ناشناس مورد هجوم قرار گرفته و به وسيله چاقو و چوب زخمي شده بود به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
>منصور< مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : پنجشنبه گذشته حوالي ساعت 12 شب بعد از اتمام كار و تعطيلي ، هنگامي كه قصد داشتم به خانه بروم متوجه تعدادي موتورسوار شدم كه به سمت من مي آمدند. من بي اعتنا به آنها همچنان به راه خود ادامه دادم كه ناگهان دو موتورسيكلت جلو من پيچيدند، وقتي كه دقت كردم فهميدم آنها مجموعا_ 15 نفر هستند كه همگي به صورت سه نفره سوار بر موتورسيكلت بودند. در همان حالت آنها به سمت من حمله ور شدند و با چاقو و چوب هايي كه در دست داشتند مرا زخمي كردند.
اين جوان شيرازي در ادامه افزود: من هيچ كدام از آن افراد را نمي شناختم حتي نمي دانم چرا به من حمله ور شدند. آنها فقط در لابه لاي حرف هايشان مي گفتند كه قصد كشتن مرا دارند و تا جايي كه امكان داشت مرا زدند و هنگامي كه بيهوش برروي زمين افتادم به گمان اينكه مرده ام مرا رها كرده و رفته بودند.
به دنبال اين حادثه ، مرد رهگذري با مشاهده بدن خونين من ، قبل از رسيدن اورژانس مرا به بيمارستان مي رساند.
گزارش خبرنگار ما حاكي است اين جوان شيرازي پس از انتقال به بيمارستان به منظور درمان بستري شد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 11:37 توسط حمیده |
|
|
جوان 22 ساله اي كه به علت مشكلات شغلي با خوردن مقاديري سم علف كش اقدام به خودكشي كرده بود با تلاش خانواده از مرگ نجات يافت . يكي از بستگان >نصير< مصدوم اين حادثه ، درهمين رابطه گفت : ساعت 7 بعد از ظهرروز چهارشنبه هنگامي كه به همراه >نصير< سر زمين مشغول كشاورزي بوديم ، مدتي دور از محلي كه >نصير< ايستاده بود، مشغول كار بودم وقتي كه به نزد او آمدم متوجه شدم حال او اصلا_ خوب نيست و به شدت سرگيجه و تهوع دارد. وقتي كه به اطراف نگاه كردم متوجه قوطي خالي از سم علف كش شدم و فهميدم كه >نصير< مقداري سم را كه در قوطي بوده ، خورده است . اين مرد در ادامه افزود: با ديدن وضعيت نامناسب >نصير< فورا_ او را به بهداري شهرمان رساندم و از آنجا او را به شيراز منتقل كردند. اين مرد علت وقوع اين حادثه را اختلاف احتمالي >نصير< با پدرش بر سر مسايل شغلي عنوان كرد. >نصير< نيز درحالي به سختي حرف مي زد به خبرنگار ما گفت : من در خانواده مشكل خاصي ندارم ، فقط به دليل مشكلات مربوط به شغلم دست به اين كار زدم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين مردجوان كه اهل يكي از شهرستان هاي استان فارس مي باشد، به منظور درمان در بيمارستان شهيد فقيهي شيراز بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 11:51 توسط حمیده |
|
|
كارگر 42 ساله اي در شيراز، هنگام كار بر اثر سقوط از اسكلت يك ساختمان نيمه كاره دچار آسيب شديد شد. صاحب كار >رسول < مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 10 صبح هنگامي كه كارگران مشغول انجام كار برروي ساختمان نيمه كاره 8طبقه اي بودند ناگهان >رسول < كه يكي از كارگران ما است حين بازكردن جك ساختماني از طبقه دوم اين ساختمان نيمه كاره سقوط كرد. گزارش خبرنگار ما حاكي است اين مرد 42 ساله كه ساكن شيراز مي باشد، هم اكنون به منظور درمان در بيمارستان نمازي شيراز بستري مي باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 12:48 توسط حمیده |
|
|
كودك 10 ساله اهل داراب كه حين گردش در باغ توسط مار گزيده شده بود، به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد. پدر >ياسين < مصدوم اين حادثه در همين رابطه به خبرنگار ما گفت : حوالي ساعت 2 بعدازظهر روز سه شنبه به همراه پسرم در باغ خودمان بوديم كه پسرم >ياسين < براي گردش و چيدن ميوه از من دور شد. در آن موقع من هم مشغول كارهاي مربوط به باغ شدم و از پسرم بي اطلاع بودم . بعد از گذشت نيم ساعت او را صدا زدم ولي او گفت نمي تواند بيايد، هنگامي كه به نزد پسرم رفتم متوجه وضعيت غيرعادي او شدم . >ياسين < در آن موقع به من گفت كه زمين خورده و يكي از پاهايش آسيب ديده ولي من بعد از ديدن پاي آسيب ديده و وضعيت جسمي >ياسين < كه رنگ پريده شده بود فهميدم زخم ايجادشده برروي پايش ناشي از نيش مار است . به همين دليل همان موقع كمي از محل آسيب ديده و نيش زده شكافتم و فشار دادم تا مقداري از زهر خارج شود. پس از آن پسرم را به بيمارستان شهرستان خودمان بردم كه از آنجا به بيمارستان نمازي شيراز منتقل شد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 12:47 توسط حمیده |
|
|
چند مرد ناشناس بامداد ديروز سه شنبه باتهاجم به كارگاه راه آهن در محدوده شهرك صدرا (پل انجير) شيراز اقدام به تيراندازي به سمت دستگاهها و ماشين هاي راه سازي كردند. اين گزارش حاكيست ، ساعت 4 صبح ديروز سه شنبه چندفرد ناشناس موتورسوار كه مسلح به سلاح گرم بودند، به محوطه كارگاه پروژه راه آهن اصفهان - شيراز واقع در شهرك صدرا (پل انجير) وارد شده و شروع به تيراندازي در آن محوطه كردند. براثر اين تيراندازي برخي از دستگاهها و ماشين هاي راه سازي آسيب ديد. افراد مسلح پس از ايجاد خسارت ، با تهديد نگهبانان و افرادي كه در آنجا حضور داشتند متواري شدند اين حادثه قبلا_ در همين منطقه تكرار شده بود. يك منبع آگاه در اين رابطه به خبرنگار ما گفت : به دنبال تهديد و حمله اين افراد ناشناس ، كار پيمانكاران پروژه راه آهن اصفهان - شيراز دچار مشكل شده به گونه اي كه احتمال تعطيلي و عدم فعاليت پيمانكاران مي رود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 14:44 توسط حمیده |
|
|
پسر جوان شيرازي كه به دنبال ناكامي در عشق با خوردن مقاديري سم علف كش اقدام به خودكشي كرده بود با تلاش خانواده پس از انتقال به بيمارستان شهيد بهشتي شيراز از مرگ حتمي نجات يافت . >فرزين < مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي و علت وقوع حادثه به خبرنگار ما گفت : از دو سال پيش با خانمي كه از همكارانم بود آشنا شدم ، گذشت زمان و شناخت وي باعث به وجود آمدن علاقه زيادي نسبت به او شد تا جايي كه موضوع را با خانواده مطرح كرده و اقدام به خواستگاري نمودم . من با ديدن رفتار اين دختر و اعتماد به علاقه و او به خانه اشان رفتم ، ولي وقتي كه قضيه خواستگاري را با خانواده اش مطرح كردم ، علي رغم موافقت خانواده ، آن دختر مخالفت كرد و به دليل مسايل جزيي اين قضيه منتفي شد. اين جوان شيرازي همچنين افزود: با وجود مخالفت اين دختر من همچنان هر روز او را مي ديدم و روز به روز علاقه ام بيشتر مي شد، او هم چون گذشته با من رفتار عادي داشت ، پس از مخالفت او من يك بار مقاديري قرص به قصد خودكشي خوردم ولي با انتقال به بيمارستان مرا نجات دادند. >فرزين < در ادامه گفت : اين ماجرا ادامه داشت تا اينكه چند روز پيش متوجه شدم ، فرد ديگري كه قبلا_ خواستگار دختر مورد علاقه ام بوده ، پس از طي دوره و درمان يك بيماري روحي چند ساله بازگشته و با او دوباره تماس گرفته ، از آنجا كه آن دختر نيز به او علاقه مند بود، من خودم را نااميد و بي پناه يافتم . از طرفي تحمل اين مساءله برايم مشكل بود. پس از اطلاع از اين موضوع ، تصميم گرفتم خودكشي كنم . اين جوان 26 ساله شيرازي در رابطه با چگونگي اين حادثه به خبرنگار ما گفت : صبح روز دوشنبه ساعت 6 هنگامي كه اعضاي خانواده خواب بودند تصميم گرفتم خودم را بكشم تا عشقم را نسبت به آن دختر نشان دهم . به همين منظور يك استكان سم علف كش كه از قبل تهيه كرده بودم ، خوردم و بلافاصله حالم بد شد. به گفته و مادرم ، اولين نفري كه متوجه حال نامناسب من مي شود، دايي ام بود. او با مشاهده بدن نيمه جان من با كمك خانواده و تماس با اورژانس مرا به بيمارستان منتقل مي كند. در صورتي كه ده دقيقه ديرتر رسيده بودم جانم را از دست داده بودم . گزارش خبرنگار ما حاكيست ، اين جوان شيرازي پس از انتقال به بيمارستان شهيد بهشتي شيراز، به منظور درمان در آنجا بستري شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 14:43 توسط حمیده |
|
|
دختر جوان 21 ساله اي كه بر اثر بي احتياطي با ريختن بنزين خود را به آتش كشيده بود به بيمارستان قطب الدين شيرازي منتقل شد. >سپيده < مصدوم اين حادثه در رابطه با چگونگي وقوع حادثه گفت : ما خانواده و پرجمعيتي داريم ، پدرم تاكنون 3 زن گرفته ، من فرزند زن دوم او هستم ، به جز يكي از خواهران من بقيه ازدواج كرده اند. با وجود اينكه پدرم از لحاظ مالي براي ما هيچ چيز كم نمي گذارد، ولي توجه بيشتر او به همسرش سومش باعث دلخوري هايي در خانواده شده است . از سوي ديگر علاقه من به يكي از پسران محله مان و مخالفت هاي پدرم مرا بسيار مي رنجاند. >سپيده < در ادامه افزود: چندي پيش پدرم از طريق فردي به علاقه من نسبت به پسر همسايه مان پي برد و به علت اعتياد بناي مخالفت شديد را گذاشت و حتي مرا به همين دليل بسيار كتك زد. پدرم به هيچ عنوان اصرارهاي من مبني بر پذيرش پيشنهاد ازدواج با آن پسر را قبول نكرد. با وجود اين مساءله من در روز حادثه در حالي كه خواهر و برادرم در خانه حضور داشتند، به منظور تهديد و شوخي مقداري بنزين را روي لباسم ريختم و خطاب به آنها گفتم كه قصد خودسوزي دارم ، برادرم در آن لحظه از من خواست كه اين كار را نكنم . تمام آن مدت كل ماجرا را به شوخي گرفته بودم ، ولي در يك لحظه بدون اينكه واقعا_ قصد خودسوزي داشته باشم ، كبريت را كه روشن كردم لباسم آتش گرفت . اين دختر جوان در ادامه افزود: با فريادهاي من و خواهر و برادرم ، مادرم هم باخبر شد و با كمك همسايه ها آتش را خاموش كردند و مرا به بيمارستان آوردند. اين دختر جوان كه اهل يكي از شهرهاي استان فارس مي باشد، در ادامه سخنانش از وقوع اين حادثه كه منجر به سوختگي 27درصد در قسمت بالاتنه و صورت و گردن شده است ، اظهار پشيماني كرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 19:21 توسط حمیده |
|
|
درود
از این به بعد میتوانید برخی ازاخبار و عکسهای حوادث مربوط به استان فارس را که خودم تهیه کردم دراینجا ببینید. شاد و سلامت باشید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 19:12 توسط حمیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 |
| پیوندها |
|
از سایت روزنامه خبر میتوانید اصل خبر چاپ شده را بخوانید |
|
RSS
|